درباره وبلاگ



1364/11/9
*********.
من عاشق " علوم انسانی" م. از نظر من علوم انسانی زیر بنایی اصلی زندگی و حیات انسان هاست.

*******
من عاشق نقدم! نقد منتقد ، نقدنقد و نقد "خویشم"... من سالهاست معتقدم که: درطول تاریخ هیچ کجا هیچ انقلابی رخ نداده است ، مگر اینکه اول یک انقلاب درونی اتفاق بیافتدسپس یک انقلاب بیرونی.

"محسن نوزعیم"
***************
هرگونه استفاده از مطالب و دلنوشته های این
تارنما با ذکر منبع ونام نویسنده بدون مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : محسن نوزعیم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فصل سکوت
تاریخ از آن کسانی خواهد شد که دونقط مسیر آن را با دو نقطه "عدالت" سبز بکنند. "محسن.نوزعیم"




تحلیل آخر: در این مطلب که کمی طولانی خواهد بود، می‌خواهم چند مساله و نکته را درباره اتفاقات اخیری که در جامعه مان رخ داده، نگاهی بیندازم.بعد از اینکه  سرلشگر قاسم سلیمانی به دست آمریکایی ها ترور شد، ولی آیا این یک توطئه و دسیسه مخوف و سیاهی بودش که برخی خواستن بدست آمریکای ها صورت بگیرد!؟ آن هم در زمانی که دولتمردان احساس‌ خطر می کنند از سوی مردم و مساله برجام و تحریم ها از سوی جهانیان الخصوص آمریکا مساله مناقشه برانگیزی شده است. دیدیم که در تشییع جنازه سرلشگر، عده ای از مردم ما همراه شدند و این همراهی یک همدلی و شاید  یک « آری» جدید و  دوباره ی بود بر نظام جمهوری اسلامی ایران. به غیر از  همان مردمی که حضور داشتند، رسانه ها خواهان یک انتقام‌گیری از آمریکایی ها بودند و با هشتگ گزاری در فضای مجازی انتقام سخت، حمله ای از سوی ایران به پایگاه های آمریکای در سرزمین عراق رخ می‌دهد، این بماند که حاکمیت ارضی عراق با این اتفاق در عرصه  جهانی و بین المللی به زیر سوال رفته است، فردای این اتفاق عده ای جشن گرفتند که ما انتقام سخت گرفتیم، طولی نکشید، هواپیمای بوئینگ که مقصدش به اکراین بود، بدست پدافند هوایی سپاه در هوا ساقط می شود در صورتی که در همان خط هوایی پنج الی ده دقیقه قبل هواپیمای به مقصد قطر در حال پرواز بوده. چرا هواپیمای بوینگ ساقط می شود؟ شاید  عده ای از داخل دست به دست هم دادن تا سردار ترور بکنند و عده ای دیگر از  نظامیان و مقامات ارشد از این اتفاق خیلی خشمگین شده بودند، و شاید می خواستن، با ساقط کردن هواپیما، دوباره نگاه جهان و جهانیان را به نظام جمهوری اسلامی معطوف بکنند و تنش ها را بیشتر بیشتر بکنند ولی این تنش ها به داخل کشور کشیده شده است . دقیقا هواپیمای ساقط می شود که عده ای دانشجو در آن وجود داشته اند، و می دانستند که این واقعیت برملا می شود، و از آنجای که به خوبی از طرز تفکر دانشجوها با توجه به اوضاع جامعه‌ آگاه هستند، شاید به عمد  و یک انتقام داخلی از یکدیگر هستند؟ یعنی موافقان ترور با مخالفان ترور در بین مسولین و نظامیان  بین هم نزاع سختی دارند. فیلمی بیرون آمده بود  که حتما شما هم خواهید دید و شاید هم تا الان دیده اید، من داشتم نگاه می کردم که نیویورک تایمز صحت آن فیلم را تایید می کند، راستی چگونه این فیلم بدست نیویورک تایمز افتاده و اصلا چه کسی این فیلم را می گرفته است؟ چه کسی اطلاع  داشته که به فیلمبرداراطلاع رسانی می شود که نیمه شب از خواب برخیزد، و از آسمان فیلمبرداری بکند؟ دقیقا از جایی که هواپیما ساقط می شود! تاریخ قضاوت خواهد کرد



نوع مطلب : علوم سیاسی، 
برچسب ها : ترور، سیاست، قاسم سلیمانی، بوئینگ، محسن، نوزعیم،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 22 دی 1398 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
✍✍✍
سالی که گذشت...  «نامه سرگشاده برای جناب  رئیس جمهور» 
چه خوش فرمودن آن استاد سخن، سخنور نامدار، شیخ اجل؛ حضرت سعدی (ره):

 «شنیدم که در وقت نزع روان * به هرمز چنین گفت نوشیروان
که خاطر نگه دار درویش باش * نه دربند آسایش خویش باش....»
تقریبا همه  اهل قلم، نویسندگان، شاعران، روشنفکران، روزنامه نگاران و در فضای مجازی وبلاگ نویسان، در اواخر این سال جدید نگاهی کوتاه و گاه بلند بر سالی که گذشت می اندازند و هر کسی از دیدگاه خود  دست به خلق و نگارش زده است. این اتفاقات عبارتند از: تحریم ها، بحران های بانکی، تخریب خاک، فسادهای زیاد اقتصادی، جنبش های کارگری، بحران های مربوطه به تامین اجتماعی، تورم زیاد، رکود اقتصادی، تخریب جنگل ها، بحران آب، نزاع آب، فرسایش سرمایه اجتماعی، الگو شدن سلبریتی ها در فرهنگ و اجتماع، بیکاری، به هم ریختن تعادل چرخه بازار، تغییر و تحولات سریع هنجارهای اجتماعی، پیروزی ها گوناگون در عرصه های سینمای و ورزشی، تصادفات جاده ای، رشد شادی های کاذب و چالش های بی معنا در فضای مجازی، خبرهای جعلی وافر و... 
کم کم پایان سال نزدیک است. من نمی دانم واقعا در آینده قرار چه اتفاقی رخ بدهد، آیا وضعیت و معیشت اقتصادی این جامعه وخیم تر خواهد شد یا امیدی به بهبودی است.
جناب آقای دکتر حسن روحانی؛ ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران
با سلام و تحیات خدمت حضرت عالی
من می خواهم اول برای شما از افول اندیشه ها و آرزوهای آرمانشهری بنویسم. حتما اطلاع دارید که این جامعه هر روز و روبه افسردگی زیاد، اختلال های روانی و بیماری های اعصاب دچار می شوند. می دانید این وضعیت حاکی از آن است که مردم امیدشان و آرزوهای خود را از دست می دهند. ما نمی توانیم به بهار سلام بدهیم، و به زمستان سخت و سرد بدرود بگوییم. ما دچار چالش و بحران  هویت فرهنگی و اجتماعی شده ایم. 
جناب آقای دکتر من با همه نگاه تعادل آمیزم به زندگی ولی نمی توانم به  این نیمه خالی یا پر لیوان بی اهمیت باشم. جناب آقای دکتر روحانی،  بنده فوق لیسانس علوم سیاسی هستم  و در حال حاضر در یک شرکت مشغول کارگری هستم. من 33 سالمه و یک فرد مجرد هستم و خرج امورات زندگی  خودم را با این اوضاع به سختی می گذارنم. در دوره انتخاباتتان من خودم به اندازه خودم ، تا توانستم از شما دفاع کردم و علت های مختلفی آوردم که چرا باید به شما رای داد و من خودم به شما بزرگوار رای دادم. گفتم دولت امید ما را ناامید نمی کند و قهرمان هسته ای ما در این دوره وزارتش با مذاکره و مصالحه خیلی از مشکلات حاد در عرصه بین الملل را حل می کند و دولت امید، امید را به کشور باز می گرداند. ولی افسوس که این کلید شما به هیچ قفلی نخورد و نتوانسته آن را باز بکند. کارگران که از شما به کلی ناامید می شوند با این افزایش حقوق و دستمزد، نخبگان که ترک دیار کردند، عده ای بی سواد آمدند بر راس، اساتید و روشنفکران جامعه علمی گوشه نشین شدند، به جایش هنرمندان پیشگام شده اند و این معضلی شده به لحاظ جامعه شناسی، البته آن ها به عنوان یک شهروند حق نظر دارند و هیچ هم نه خلاف شرع است و نه خلاف قانون اساسی مان. گفتیم دیگر میر حسین موسوی، زهرا رهنورد به هر طریقی شده از حصر خانگی آزاد می شوند، ولی چی شد!؟ تا سال 1380 مشکلات داخلی را بر دوش جنگ انداختیم گفتیم ما هشت سال جنگ کرده ایم، در حال بازسازی آثار جنگ هستیم. بعد گفتن که تحریم های بین المللی از سوی غرب و غربی ها باعث مشکلات داخلی شده است. به تازگی متوجه شدید که خیل از مشکلات ما در داخل به خودمان ارتباط داشته است. درهیچ کشوری فکر نکنم تورم با رکود اقتصادی در یک زمان با هم باشد،مگر در کشور خودمان. هر روز اختلاس های کلان و فراوان که البته این را نمی شود بگویم در یک شب اتفاق افتاده است، که این اتفاقات پیشینه تاریخی دارد و یک پروسه طولانی مدت داشته. من می‌دانم از یک طرف مخالفان شما یعنی همان افراطی ها، مخالفان برجام که سودهای کلانی می بردند، چقدر سنگ های بزرگ جلوی پا شما انداخته اند و میندازند تا شما را به.زمین بزنند . 
ولی شما مگر دومین شخص این کشور نیستید، نباید اجازه بدهید که وقتی حرف از مذاکره ها می شود، از هر جایی سر خود یک تریبون به دست بگیرند تا تمامی معادلات سیاسی و سیاست را به هم بریزند. گفتین که هنر ایرانی_اسلامی را شکوفا خواهید کرد، فرمودین فضای مجازی فیلتر نخواهد شد، و در نهایت معاون اولتان جناب جهانگیری گفتند که اگر ملت آزادی می خواهید به ما رای بدهید و اگر محدودیت می خواهید به  جناب  ریسی رای بدهید. جنگل ها در حال تخریب هستند، بیابان ها دچار فرسایش می شوند، تالاب ها و در یا چه دارند خشک می شوند ، قحطی آب در راه است.محیط زیست روبه تخریب و انهدام است. 
می دانید جناب ریس جمهور محترم، من به شخص دیگر فکر نکنم رای بدهم و البته شخصی را هم تشویق به رای دادن و رای ندادن هم نمی کنم. 
این نامه را مخصوص خودتان

نوشتم  من می‌دانم که شما این نامه نمی خوانید ولی این نامه گویایی وضعیت جامعه ما هستش.. امیدوارم که کمی به فکر این مردم هم باشید همین مردم بودن که انقلاب کردند، همین مردم بودند جان شان به کف دست گرفتند و در جنگ به درجه رفیع شهادت نائل شدند، همین مردم هستند که در انتخابات همیشه بیشترین حضور را داشته اند و دوست دارند که کشورشان در صلح ، آرامش  رفاه و آسایش اقتصادی، عدالت و برابری سیاسی و اجتماعی  دست پیدا بکنند. چشم مردم در این سه سال به دستان شماست. این مردم را نا امید نکنید لطفا.
با احترام
ادمین کانال 
محسن نوزعیم
پی نوشت : اعضا و همراهان عزیز و فرهیخته امیدوارم که در سال جدید، در کنار هم  سال خوب، سال موفقیت و سرافرازی را داشته باشیم  و نشان بدهیم که ما می توانیم در کنار هم و با هم انسانیت را زنده نگه داریم.
✍✍✍



نوع مطلب :
برچسب ها : سال، نو، نامه، رئیس، جمهور، سیاست، بحرانها،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 اسفند 1397 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()

مرد تعیین کننده انتخابات

با سلام و دورد

وقتی که ایمیل همکاری برای گردآوری ویژه نامه سایت خوب انسان شناسی و فرهنگ دریافت کردم با خودم فکر می کردم چه مطلب مفید و ارزشمندی را میتوانم برای  همکاری و بهتر شدن ویژه نامه بنویسم به بعضی از موضوعات مورد علاقه ام  که می اندیشیدم  مثلا به مطلبی با عنوان "برد فروشنده وباخت ترامپ"، یا مثلا به نقش وعمل رسانه ها جمعی وحتی فیلمهای سینمایی که مربوط به انتخابات می تونست باشد  و  یا مثلا به " مرگ آیت الله هاشمی و ان فیلم تبلیغاتی که  جناب کمال تبریزی ساخته بودند" و یادر  مورد کتاب صالحان آلبرو کاموو.. ولی خیلی مودبانه و محترمانه کنار میگذاشتم. یک نکته "ظریف" ذهن من را جلب خودش نمود وآن هم مردی که در انتخابات آینده می تواند تعیین کننده و بسیار تاثیرگذار باشد. از انجایی که در جامعه  ما دلواپسان عده شان محدوده که در راس قدرت هستند واز افکار واعمال افراطی خودشان دست هم بر نمیدارند الان مشکل حادی با برنامه برجام پیدا کرده اند. می گویند که ما در قبال آن چیزهای که داد ه ایم خیلی بدست نیاورده ایم و بیشتر در عرصه بین الملل و زبان دیپلماتیک به این بازی میگویند" برد-باخت" یعنی ما بیشتر باخت داده ایم تا برد. باید یک سوال از این جریانهای سیاسی افراطی پرسیدکه شما خود را دیندار و مذهبیون معرفی می کنید آیا حتی  تا به حال شده به صلح امام حسن (ع) بیندیشند وکمی تامل بکنند؟

چرا اصلا ما در داخل کشورمان به یک تفاهم نهایی نمیرسیم؟  وقتی در کشوری مثل ژاپن وکره و چین اختلافی پیش میاید همگی  در داخل دست به دست هم میدهند و اجازه دخالت به هیچ کشوری نه اروپایی شرقی ،غربی ها و نه اروپایی غربی را نمی دهند.نباشد که منفعتهای شخصی تان خیلی زیاد هست که تمایل ندارید آنها را از دست بدهید. جالبه وقتی که تحریمها زیاد می شدند بعضی از دلواپسان خوشحال تر بودند از این موضوع. باید از اینها پرسید که چه سود های کلانی عایدشون میشد؟ راهی که شما می رفتید و آن گفتمان حاکم برزبان سیاسی و دیبلماسی  کشور را تا درب جنگ بردش و جنگی  را می خواستیم راه اندازی بکینم که آیندگان قضاوت بکنند وبگویند این بار جنگ را ما آغاز کردیم. مگرشما فراموش کردید که ما هشت سال از زمانی که میتوانستیم روبه بهبود وپیشرفت بیشتر برویم، بهترین جوانان، مردان وزنان غیوری که با تمام وجود وارد جنگ شدشند تا از آرمانهای خودشان، از مام وطن واز انقلابی که بدست خود به پا کرده بودند دفاع می کردند از دست داده ایم. آیا به نظرتان آن جنگ برای ما کافی نبوده؟

 راستی اصلا باید پرسید چرا به نزدیک انتخابات درباره فیش های حقوقی سخن به میان آمد؟ ایا در مجلس قبلی و دولت پیشین این حقوق ها نجومی دریافت نمی شد؟ چرا هیچ شخصی در آن زمان صحبت نمی کرد!

همگی به عمل و کنش ها و واکنشهای این دولت و آن نکته "ظریف" فکر بکنیم که در وضع کنونی چه شخصی می تواند ریس جمهور آینده ما باشد؟

محسن نوزعیم

کارشناس ارشد علوم سیاسی






نوع مطلب : علوم سیاسی، 
برچسب ها : سیاست، انتخابات، علوم سیاسی،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 فروردین 1396 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
نامه سرگشاده به استاد پرویز پرستویی عزیزم 
سلام استاد من
سلام مرد روزهای سخت
سلام مرد روزهای خوب و مهرورزی
سلام استادچهارفصل من
سلام بر مرد هزارنقش هنر هفتم
سلام حاج کاظمی که نماد دلاوری های جنگ است
سلام رضامارمولکی که نماد اعتدال و انصاف است
سلام محمود زیرتیغ که نماد وجدان بیدار است
سلام صادق مشکینی که نماد عشق به خانواده و ترس از همه جنگهااست
سلام جواد کولی که نماد مردهای لمپنی بامرام بودند
سلام خسرو پذیرش 
سلام سروان قربانی
سلام ناصر ترانزیت
سلام سلام ها.... 
سلام هنرمند محبوب من.
با احترام به عرصه هنر و  به عرصه سیاست!
استاد عزیز و ارجمندم(پرویز پرستویی) امروز خبری را از جناب دکترقانعی راد استادمسلم حوزه جامعه شناسی و ریس انجمن جامعه شناسی ایران خواندم که البته به صورت نقل و قول در کانالها و گروه های تلگرام دست به دست می شد.آن استاد ارجمند جناب قانعی راد به شرکت در حوزه انتخابات شورای شهر اشاره کرده بودند:« که البته شایان ذکر است {به ورزشکاران را هم در کنار هنرمندان قید کرده بودند} که در سیاست نباید هنرمندان وارد بشوند که این یک موضوع خطرناک است. باید کسانی وارد عرصه سیاست بشوند عضو حزبی باشند وفعالیت سیاسی داشته باشند. وتوانایی انجام مسایل سیاسی را در جامعه داشته باشند.» 
آری بنده هم با ایشان صدرصدموافقم ولی چرا من این را برای شما (پرویز پرستویی)می نویسم؟ چون شخص شما اولین هنرمند محبوب من در عرصه هنر هستید. با احترام بر همه بزرگان سینما که همگی عزیزان ما هستندولی شما را بیشتر از همه دوست  میدارم. 
می خواهم برای جناب دکتر قانعی راد گرامیم بنویسم که استاد ای کاش سیاستمداران ومردان سیاست هم وارد عرصه هنر و ورزش نشوند چون ورود آنها به عرصه هنرخطرناکتر هست. میدانید وقتی مردان سیاست وارد عرصه می شوند دیگر آن نگاه ومفهوم "هنر برای هنر" ونظریات متفاوت هنر درشاکله و مرکز سیاست یعنی "قدرت"گم می شود. جبهه گیریها صورت می گیرد مخاطبان ومردم به فراموشی سپرده می شوند.  مشکلات مردم ،مسایل اجتماعی ، مسایل فرهنگی که باید در سینما و عرصه هنر بازنمایی بشود به فراموشی سپرده می شود و به جای آن باز تولید قدرت شکل می گیرد.حتی مردان سیاست از نشانه شناسی که جز معیارها واستانداردها یک فیلم زیبا هست را برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می کنندو آنجاست که آن جمله معروف در رشته علوم سیاسی "هدف وسیله را توجیح می کند"کاملا مصداقش را می توان لمس کرد.
استاد پرستویی عزیزم دنیای ما دنیای عجیب و غریبی است.من امروز در حین صحبت وگفتگو با یک دوست شاعردر فضای مجازی به این نتیجه رسیدم: کلا زندگی ما طنز زیبایی دارد که ما همگی از یک سرشت هستیم ولی نمیدانم چرا در ذهن ما "هنر همیشه بر حق بودن" تداعی کرده و هر روز انسجام بیشتری میگرد.

با احترام و مهر خالصانه بر هر دو استاد عزیز و والا ؛ پرویزخان پرستویی وجناب دکتر قانعی راد.

امضأ: خویش حقیقی
محسن نوزعیم
دانش آموخته ارشد علوم سیاسی 
پی نوشت: استاد پرویز پرستویی در انتخابات شورا شرکت نکرده اند و این فقط یک دلنوشته است که قلم و دل را به سوی آن بازیگر خوب و توانای سینمای ایران کشاند


9/بهار/96




نوع مطلب :
برچسب ها : هنر، سیاست، پرویز پرستویی، دکتر قانعی راد،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 9 فروردین 1396 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو