درباره وبلاگ


1364/11/9
*********.
من عاشق " علوم انسانی" م. از نظر من علوم انسانی زیر بنایی اصلی زندگی و حیات انسان هاست.

*******
من عاشق نقدم! نقد منتقد ، نقدنقد و نقد "خویشم"... من سالهاست معتقدم که: درطول تاریخ هیچ کجا هیچ انقلابی رخ نداده است ، مگر اینکه اول یک انقلاب درونی اتفاق بیافتدسپس یک انقلاب بیرونی.

"محسن نوزعیم"
***************
هرگونه استفاده از مطالب و دلنوشته های این
تارنما با ذکر منبع ونام نویسنده بدون مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : محسن نوزعیم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فصل سکوت
تاریخ از آن کسانی خواهد شد که دونقط مسیر آن را با دو نقطه "عدالت" سبز بکنند. "محسن.نوزعیم"




این بار می خواهیم در ژانر جنایی _راز آلود و معمایی چند فیلم برای شما معرفی بکنم
سینمای جهان
1 دیوید فینچر(کارگردان)

1 _هفت(1995)
2_زودیاک(2007)


2 کریستوفر نولان 
1_ یادگاری یا حافظه
2_ بی خوابی

3_رومن پولانسکی
1_محله چینی ها

4_ آلفرد هیچکاک 
1_روانی
2_سرگیجه

سینمای ایران 

بهرام بیضایی 
1_سگ کشی

فریدون جیرانی 
1‌_قرمز

3_هومن سیدی
خشم و هیاهو 

4_حسن فتحی
کیفر




نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : پیشنهاد، فیلم، قرنطینه، سینما، جهان، ایران، ژانرجنایی،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 31 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
سلام. 
قصدم اینکه در این ایام قرنطینه اجباری هر روز چند تا فیلم معرفی بکنم. شما هم می توانید نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید و برای من بفرستید. 
 هر روز از با چند کارگردان های داخلی و خارجی. 
امروز نوبت فیلم های در ژانر علمی و تخیلی هستش که البته سینمای ما فاقد این نوع فیلم ها هستش



نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : پیشنهاد، معرفی، علمی، تخیلی، قرنطیه، سینما، فیلم،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 28 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
سلام. 
قصدم اینکه در این ایام قرنطینه اجباری هر روز چند تا فیلم معرفی بکنم. شما هم می توانید نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید و برای من بفرستید. 
 هر روز از با چند کارگردان های داخلی و خارجی. 
امروز نوبت فیلم های در ژانر درام _اجتماعی  هستیم. 
اگر بدنبال فیلم های در ژانر درام_اجتماعی  هستید این فیلم های را تماشا بکنید
سینمای خارجی و جهان
آلخاندرو گونزالس
1_عشق سگی(2000)
2_21 گرم(2003)
3_بابِل (2006)

استیون دالدری
1_ساعت ها(2001)

اصغر فرهادی
1_درباره الی (1387)
2_گذشته(1391)
3_جدایی نادر از سیمین(1389)






نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : قرنطینه، فیلم، پیشنهاد، سینما، جهان، فرهادی، گونزالس،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
سلام. 
قصدم اینکه در این ایام قرنطینه اجباری هر روز چند تا فیلم معرفی بکنم. شما هم می توانید نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید و برای من بفرستید. 
 هر روز از با چند کارگردان های داخلی و خارجی. 
امروز نوبت فیلم های جنگی و ضد جنگ هستش. 
اگر بدنبال فیلم های در ژانر جنگ و ضد جنگ هستید  این فیلم های  را تماشا بکنید
سینمای خارجی و جهان
استنلی کوبریک 
1_ راه های افتخار/ استنلی کوبریک (1957)
2غلاف تمام فلزی / استنلی کوبریک(1987)
3_دکتر استرنجلاو/ استنلی کوبریک (1964)

فرانسیس فورد کوپولا
1_اینک آخر الزمان(1979)

استیون اسپیلبرگ 
1_ نجات سرباز رایان(1998)
2_فهرست شیندلر (1993)

کریستوفر نولان 
1_دانکرک (2017)

سام مندز
1_1917 (2019)

رومن پولانسکی 
1_ پیانیست (2002)

کیلینت استیوود 
1_ نامه های از ایووجما(2005)

سینمای ایران
رسول ملاقلی‌پور 
1_میم مثل مادر
2_هیوا
3_سفر به چذابه

ابراهیم حاتمی کیا
1‌_ به نام پدر
2_دیده بان
3_ آژانس شیشه ای
4_روبان قرمز
5_ از کرخه تا راین

احمدرضا درویش
1_کیمیا
2_ دوئل
محمد علی باشه آهنگر
1_ملکه
2_سرو زیر آب

پرویز شیخ طادی
1_ روزهای زندگی





نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : قرنطینه، فیلم، پیشنهاد، سینمای، جهان، ایران، کرونا،
لینک های مرتبط :


شنبه 23 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
از امروز قصدم اینکه در این ایام قرنطینه اجباری هر روز چند تا فیلم معرفی بکنم. شما هم می توانید نظرات و پیشنهادات خودتان را بنویسید و برای من بفرستید. 
اول از سینمای معناگرا شروع می کنیم. هر روز از  با چند کارگردان های داخلی و خارجی. 
اگر بدنبال فیلم های   معناگرا و معنویت   هستید حتما از این فیلم های را که نوشتم  را تماشا بکنید
سینمای خارجی و جهان

آندرئی تارکوفسکی (شوروی سابق) 
1_استاکر /تارکوفسکی(1977)
2_آینه / تارکوفسکی(1975)
3_ آندری روبلوف/ تارکوفسکی(1966)

پی نوشت : در فیلم های تارکوفسکی نه تنها معناگرا یی بهتر درک می کنیم بلکه با یک فیلمساز شاعر طرف هستیم، فیلم ها آمیخته با زبان شعر.منظور از زبان شعر در سینما، طبیعت، هنر دبه اوج کمال می رسند. 
روبرتو بنینی (ایتالیا) 
1_  زندگی زیباست (1997)

لی آنکریچ( آمریکا) 
1_انیمیشن اسباب بازی3 (2010)

سینمای ایرانی
رضا میر کریمی (ایران) 
1_زیر نور ماه/رضا میرکریمی(2000)
2 _خیلی دور خیلی نزدیک/رضا میرکریمی(2005)
3_ به همین سادگی/ رضا میر کریمی (2008)

محسن نوزعیم 




نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : معرفی، پیشنهاد، قرنطینه، فیلم، معناگرا، معنویت، سینما،
لینک های مرتبط :


جمعه 22 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
چرا پاراسایت جایزه اسکار را برد؟ 
خوانشی سیاسی بر فیلم انگل
محسن نوزعیم 
  «هر آنچه سخت و مشکل هست، دود می شود و به هوا می رود» کارل مارکس
امسال برای اولین باری بود که یک فیلم خارجی زبان [غیر زبان انگلیسی] که عنوانش تغییر پیدا کرده و از این پس با فیلم بین‌المللی شناخته می‌شود تندیس بهترین فیلم اسکار را از آن خود کرد: پاراسایت یا همان انگل محصول 2019 کره جنوبی به کارگردانی یونگ‌جوهو .
 فیلم پاراسایت در ژانر کمدی سیاه با درون مایه درباره فاصله طبقاتی و تمایز بین انسان‌های غنی و فقیر که پی‌رنگ داستان را شکل داده است. روایت در این فیلم تا قبل از برخورد دو خانواده فقیر با هم از پیچیدگی زیادی برخوردار نیست ولی بعد از برخورد با کمی پیچیدگی روایت روبه رو خواهیم بود. خانواده‌ای فقیری ( خانواده کیم) که در یک زیر زمین زندگی می‌کنند بر حسب « اعتمادی» که به پسر خانواده فقیر می‌شود از این اعتماد سوء استفاده می کنند و خانواده آنها کم کم تبدیل به «انگل» می‌شوند و با ترفند و فریب‌کاری وارد خانواده ثروتمندی (خانواده پارک) می‌شوند، خانواده‌ای که به نوع خود در جریان داستان متوجه «انگل»بودنشان می‌شویم. 
این فیلم از میزانس‌های درخشانی مانند سکانس خانه خانواده پارک و طراحی صحنه برخوردار است. یا صحنه‌آرایی در خانه زیرزمینی خانواده کیم که فقرا چگونه زندگی می‌کنند، از نقاط قوت در زیباشناسی فیلم است. میمک کاراکترهای فیلم در برخورد با هم را می‌توان دوباره از نقاط قوت در زیبایی‌شناسی فیلم دانست که دوربین با نماهای نزدیک، متوسط خود به نمایش می‌گذارد. ما در اینجا می خواهیم به این سوال پاسخ بدهیم که چرا سینمایی « انگل» جایزه اسکار را از آن خود کرد. 
در دانش سیاسی، امر سیاسی و قدرت گاهی با هم به یک معنا تلقی می‌شوند و گاهی واژه سیاست و قدرت هم در برخی تفاسیر و تحلیل‌های سیاسی تعاریف مشترکی دارند. برخی معتقدند که در «امر شخصی امر سیاسی»، برای اینکه بتوان برای امر سیاسی حدود و مرز را تعیین بکنیم می‌توان به صورت خیلی خلاصه اشاره کرد( [ عمومی، حکومتی و دولت] و در مقابل [ خصوصی، فرا حکومتی و جامعه]) 1ولی با توجه به این دسته‌بندی علم سیاست با دسته اول سر وکار دارد و زندگی و امور سیاسی در این حوزه‌ها شکل می‌گیرند. بنابراین تعریف، امر شخصی امر سیاسی نیست. در تعریفی که از امر سیاسی شده اگر امر سیاسی به مثابه قدرت تلقی شود، اولویت اول تمایز بین «دوست و دشمن» که تقریباً یک گفتمانی است بین پژوهشگران، اندیشمندان. یعنی این تعریف تقریباً یک اجماع را در خود گردآورده است. امر سیاسی نه تنها در عرصه جامعه نفوذ دارد، بلکه در زندگی شخصی و حریم خصوصی انسانها هم تاثیرگذار است و هیچ راه گریزی از این امر نداریم. اسکار هم از این امر سیاسی نتوانسته به دور بماند.
 اول اینکه من شما را به فیلم تایتانیک ارجاع می‌دهم، خاطرتان باشد این فیلم هم در یک کشتی بزرگ به نام تایتانیک دو قشر مردم با هم در حال سفر بودن قشر اول ثروتمندان و سرمایه‌داران که خود این موضوع یادآور نظام لیبرالیستی و سرمایه‌داری بودن، و قشر دوم هم مردمانی فقیر و تهی‌دست. در فیلم تایتانیک هم ثروتمندان در بالای کشتی و فقرا در پایین کشتی بودند. توجه کنید که انگل دقیقاً یک الگوبرداری به لحاظ فرمی از فیلم تایتانیک کرده است، یعنی در فیلم انگل هم ما با دو خانواده ثروتمند و فقیر روبه رو هستیم که ثروتمندان در یک خانه مجلل زندگی می‌کنند و خانواده فقیر در زیر زمین زندگی می‌کنند. خود این موضوع می‌تواند یکی از محوریت‌های انتخاب این فیلم باشد. یکی از معیارهای انتخاب آکادمی اسکار برای جایزه خود، معمولاً به فیلم‌های جایزه تعلق می‌گیرد که به «پدیده‌های جهانی» در داستان و پی‌رنگ فیلم شکل گرفته است. معیار بعدی که این جایزه را از آن خود می‌‌کند می‌تواند به دلایل سیاسی مربوط باشد. مثل فیلم «آرماگدون». یا شما ارجاع می‌دهم به فیلم زاغه نشین میلیونر، اگر خاطرتان باشد که دلار آمریکا واقتصاد آمریکا را در چند سکانس تبلیغ کرده بود یعنی جزء پی‌رنگ و مضمون داستان شده بود. دقیقاً در این فیلم یعنی پاراسایت در سه سکانس از آمریکا صحبت می‌کنند، در یک نما به فروشگاه آمریکایی، در یک سکانس به چادری که فرزند خانواده در داخل آن بود، مرد خانه (خانواده پارک) گفت «خیس نمی شود» و همسرش که در جواب گفت «چادرش را از آمریکا سفارش داده است» . خود چادر که نماد و تمثیلی از امنیت هست، این مساله را مطرح می‌کند که کشور آمریکا امنیت بالایی دارد و در جایی دیگر به شهر شیکاگو اشاره می‌کند، تبلیغ برای جهان‌گردی و مرکز آموزش و دانش و مراکز عمده تجاری و فرهنگی در این شهر شهرت جهانی دارد. 
 البته مبحث دیگری که باعث شد این فیلم جایزه اسکار را ببرد، بحث داغ کره شمالی و بمب اتم که یکی از بحث‌های مناقشه‌برانگیز در عرصه سیاست جهانی بین کشورهای جهان از جمله بین آمریکا، کره شمالی و کره جنوبی است. در آن سکانسی که دو خانواده فقیر در خانه یک ثروتمند با هم برخورد فیزیکی می‌کنند و خشونت و نزاع بین آنها راه می‌افتد که نتایج اسفناکی را به بار می آورد، به مساله مهمی باید توجه کرد، نزاع دقیقاً در خانه مرفه‌نشینی رخ می‌دهد، یعنی دوربین با نمای درشت نزدیک که مشاهده‌ای از شخص ثروتمند نمی‌کنیم و فقط مکان درگیری می بینیم، می‌خواهد این پیام را برساند، ثروتمندان که اقلیت جهان را شکل می‌دهند با سیاست‌های خود در مکان‌های متفاوت جهان فقرا را برای بقا به جان یکدیگر انداخته‌اند. که خود این موضوع به «انگل» بودن ثروتمندان اشاره می‌کند. 
می‌توان اوج انگل بودن مرفه‌نشینی را در این سکانس تماشا کرد، در سکانسی که خانواده پارک از مسافرت بازگشته‌اند، و خانواده (فقیر: پدر، دختر و پسر ) به زیر میز رفته‌اند و خانم و آقای پارک بر روی مبل دراز کشیده‌اند و دیالوگ‌های جنسی که بین هم رد و بدل می‌‌کنند و به لباس زیر( دختر فقیر خانوداه کیم) اشاره می‌کنند، اوج انگل بودن این خانواده است. این سکانس نشان می‌دهد که هنوز نگاه بردگی و برده‌وار بودن در اینکه چگونه فقرا پله‌ای برای مرفهین می‌شوند که حتی از طریق مسائل جنسی که به مقاصد خود برسند. وقتی وسایل تولید انحصاری در دست عده‌ اقلیتی می‌افتد، به زور و با همان قدرت انحصار گری، اراده خود را بر اکثریت می‌قبولانند. 
تقابل دو خانواده مرفه و فرودست که هر کدام به نوبه خود انگل شمرده می‌شوند نشان‌دهنده پدیده جهانی فاصله طبقاتی که البته باید گفت این فاصله تبدیل به شکاف شده است. 
در این میان نشانه‌شناسی در این فیلم وجود دارد که به نظر می‌رسد قابل تامل است؛ وقتی آقای پارک از پله‌ها بالا می‌آید چراغ‌ها را مرد فقیری که در زیر زمین خانه او پنهان شده است، روشن می‌کند، فرادستان شکوه و زیبایی زندگی و خانه خود را مدیون فرودستان هستند ولی این نکته‌ای هست که اغلب مرفهین از آن غافل شده‌اند. یا در خانواده کیم، پدرخانواده نماد مقاومت یک طبقه بزرگ جامعه جهانی است که دست به عصیان‌گری و طغیان می‌زند و در آنجایی که محله آنها را گندزدایی می کنند تا سوسک‌ها کشته بشوند، مرد در دیالوگ خود می‌گوید: پنجره‌ها را نبندیم تا سوسک‌ها درخانه کشته بشوند در صورتی که اعضای دیگر خانواده دچار سرفه‌های تند می‌شوند ولی مرد هرگز سرفه‌ای نمی‌کند. رفاه هر طبقه منوط می‌شود به توانایی‌اش در برتری یافتن بر حریف در جنگی پیوسته، جنگی که شکل و شمایل تمام نهادهای آن جامعه را رقم می‌زند. در جریان مبارزه، مهارت‌های تکنولوژیکی رصد می‌شود، فرهنگ جامعه طبقاتی پیچیده‌تر و محصولات غنی‌تر می‌شوند، و نیازهایی که پیشرفت مادی این جامعه را به وجود می‌آورد متنوع‌تر و تصنعی‌تر یا کاذب‌تر می شوند؛ یعنی« غیر طبیعی»تر. از این رو می گوییم غیر طبیعی که هر دو طبقه متخاصم « بیگانه» شده‌اند.»2

1_هی کالین، (1390)درآمدی انتقادی بر تحلیل سیاسی، ترجمه ی احمد گل محمدی. تهران: نشر نی

2_برلین آیزایا، ( 1386(، کارل مارکس : زندگی و محیط)، ترجمه ی عزت الله فولادوند. تهران :نشر ماهی.


محسن نوزعیم




نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : فیلم، پاراسایت، خوانش، سیاسی، نقد، اسکار، نوزعیم،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 21 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
سلام. پیشنهادی بهارانه است برای این روزها. چراکه این روزهای کرونای تمام می شود و این روزها  را هم یک روز بدل به تاریخ و ادبیات می شود مثل « #خون_خورده ».

اولش خون بود... اولین جمله آغازین رمان خون خورد اثر #مهدی_یزدانی_خرم. روایت 5 برادر سوخته که سرنوشت هر کدام در مکان های متفاوت از اصفهان گرفته تا بیروت رقم خواهد خورد. ولی در پیرنگ به غیر از 5 برادر، رمز و راز نفر ششم: « روح خبیث خال دار» که از رمان « من منچستر یونایتد دوست دارم» همراه شده است، بر ملا خواهد شد. «تاریخ پر است از مردانی که زنی را نگاه می کنند، از او عکس می گیرند و آه می کشند برایش و زن در غروبی که سایه انداخته بر کوچه ی سنگ فرش، و نگاه شان تلاقی می کند و چیزی اتفاق می افتد در جهان...»
عکس روی جلد زن راهبه ای است که شخصیت داستان منصور سوخته در بیروت در روزهای که چریکی ها و چمران در حال جنگیدن بودن، به قاب تصویر می کشاند.

ژیل دلوز اندیشمند پسامدرن می گوید: « هنر یک اثر هنری به ماندگاری آن اثر است». هنر نویسنده در در آمیختن تاریخ با ادبیات است. یک اثری پر از ماجراهای تاریخی، هنر و ماجرا ها را با قلم خود ماندگار می کند . شکل و شمایل کلیسا ها در شهرهای متفاوت، سر یحیی تعمید شده، بازخوانی تاریخی است بر آن روزگار. دقیقا تاریخ دورانی را لمس می کنید. نگاهی می کند به گفتمان های حاکمیت که مد نظر منتقدان از منظر تاریخگرایان نوین است. در فرم و شکل خود بدیع و نو است. اگر تمامی آثارش را خوانده باشید متوجه می شوید، یک مسیر متفاوت در ادبیات و جریان رمان نویسی را طی می کند. صلاح الدین ایوب، سردار اسلام، فاتح اورشلیم و سرزمین بیت المقدس، در اپیزود های 5گانه همراه خواهد شد تا روایتی متفاوت را بخوانیم . کشمکش های شخصیت ها برای رسیدن به اهداف خود و تلاطم پر وفراز نشیب که باید از تونل و دالان تاریخ عبور کرد، باعث می شود خواننده هم همذات‌پنداری و هم همزاد پنداری بکند.
راوی در برون داستان ایستاده و روایت را از منظر دانای کل که اشراف دارد، برای ما روایت می کند. این رمان را می توانید در قفسه ی قرمز نشر چشمه پیدا بکنید.
محسن نوزعیم 




نوع مطلب : ادبیات و رمان، 
برچسب ها : خون، خورده، معرفی، مهدی، یزدانی، خرم، خوانش،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 10 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
نجات دهنده در گور خفته است/ فروغ فرخ‌زاد

خبرهای که از طریق انواع رسانه ها از تلویزیون گرفته تا فضای مجازی مثل اینستاگرام، درباره کرونا ویروس خبرهای ناراحت کننده، دردناک و حتی هر روز دهشتناک تر است. دچار یک اپیدمی جهانی شده ایم. البته از قدیم الایام در ادیان، در اندیشه فیلسوفان ، در علوم اجتماعی، در اندیشه اندیشمندان ، در علم روانکاوی گفته اند که « انسان ها خود را در شرایط سخت» نشان می دهند. این جمله امروز خود را عجیب در این فضا نشان می دهد. ما که سالهاست مدعیان تمدن چندین هزار ساله هستیم، و داعیه حکومت بر جهان در تاریخ باستان بر دوش خود می کشانیم، و خود را در عصر کنونی خود را در میدان‌های اجتماعی متمدن جلوه می دهیم، و در فضای مجازی هر روز هزاران جمله فلسفی، روانشناسی و جامعه شناسی را برای یکدیگر به اشتراک می گذاریم، امروز روز آن رسیده است که خود را واقعا در میدان های اجتماعی و جامعه، فرهیخته گی و تمدن خود را به منصه ظهور برسانیم و به جهانیان نشان بدهیم که آری ما مدعیان حقیقی تمدن هستیم. گویی که دوباره طاعون برگشته است. طاعون هم یک بیماری بود که جهان را فرا گرفت و هزاران هزار انسان را قربانی خود کرد. اخلاق در جامعه ما در حال زوال و فروپاشی است. اخلاق واژه مناقشه برانگیز بین اندیشمندان، فلاسفه و جامعه شناسان بوده و هست و از او نمی توان یک تعریف مشخص بدست آورد. ولی می توان این اجماع کلی را پذیرفت که عبارت است از : عرف ها و عادت ها که ریشه در تمدن بشری دارد. شاید بتوان یک اصول کلی همچون صفات عدالت خواهی، حقیقت طلبی، احساس مسئولیت ، دوری از هر نوع تعصب و صداقت را شایسته تعریف یک انسان اخلاق مدار دانست. به راستی اخلاق در این روزهای ویروسی چه حکمی می کند؟
ما در این مطلب کوتاه به این موضوع خواهیم پرداخت که چگونه مکتب فلسفی اگزیستانسیالیست با کرونا ویروس و اخلاق در هم آمیخته اند و این روزها در ارتباط تنگاتنگی قرار گرفته اند.

اگزیستانسیال چهار معیار و فاکتور اصلی دارد که عبارتند از : «مرگ، آزادی، تنهایی و پوچی». که ما با دو فاکتور اصلی آن یعنی «مرگ و آزادی» سرکار خواهیم داشت که البته خود بحث اخلاق با مبحث آزادی گره خورده است. در اینجا منظور از آزادی یعنی اینکه انسان مختار هست هر عملی را انجام بدهد ولی در قبال هر عمل و رفتار خود باید دو رکن اصلی آزادی یعنی «مسئولیت و خواستن» به دوش بکشاند و آن را باید پذیرا باشد. همانطور که می دانیم یکی از عواملی که انسان را برای ادامه بقا و دلبستگی به زندگی همیشه امیدوار می کند، آرزوهاست. آرزوها هستند که به فرداها معنا می دهند. در این روزهای ویروسی که تقریبا همه گیر شده و گریبان گیرمان شده است، ما می توانیم به زندگی کردن امیدوار باشیم، اما چگونه؟ به دو موضوع اساسی مرگ و زندگی اشاره بکنیم که عبارتند از:

۱_ « زندگی و مرگ به یکدیگر وابسته اند؛ همزمان وجود دارند، نه اینکه یکی پس از دیگری بیاید؛ مرگ مدام زیر پوسته ی زندگی در جنبش است و بر تجربه و رفتار آدمی تاثیر فراوان دارد.

۲_ مرگ سرچشمه اصلی و آغازین اضطراب است و در نتیجه منشأ اصلی ناهنجاری روانی نیز هست.» ص۵۶/روان درمانی اگزیستانسیال» مساله اول این است که در این روزهای ویروسی، به جای اینکه بدنبال خبرهای دردناک و تلخ که به بیماری کرونا ابتلا یافته اند و منجر به مرگ و میر اطرافیان و هموطنان مان باشیم، بهتر است به خود مرگ بیاندیشم، که با اندیشیدن به مرگ به تعبیر هایدگر « در مرتبه اندیشیدن به هستی» قرار گرفته ایم. در این مرتبه انسان مسئول در برابر خویش هست. اگر مرگ به خاطر ویروس کرونا به سراغ ما بیاید، سوالاتی در ذهن ما شکل می گیرد مثل : من اگر بمیرم، خانواده و عزیزترین افراد که در کنار من هستند، چگونه بدون من به زندگی ادامه خواهند داد؟اهداف و آرزوهای من چه می شوند؟زندگی پس از مرگ چگونه خواهد بود؟ وخیلی سوالات دیگر که در ذهن ما نقش می بندد.

ما نظافت عمومی در خیابان ها، پارک ها و محافل عمومی دیگر رعایت نکنیم، اگر نظافت و بهداشت شخصی را با توجه به هشدارهای که از سوی وزارت مرتبطه برای ما می‌آید، اعتنای نکنیم، پس باید آماده این باشیم که با آرزوها و اهداف زندگی خودمان نرسیم. طبق آماری که امروز داده شده ایران به خاطر شیوع کرونا با بحران شدید مواجه ‌شده است و این آمار روز به روز زیادتر می شود.آزادی، همانطور که اشاره کردیم از مسولیت و خواستن ‌شکل گرفته است. مسئولیت نسبت به هم داشته باشیم تا جامعه ما رونق پیدا بکند. وقتی احساس مسئولیت بکنیم، از این بیماری در امان خواهیم بود. ما باید خودمان بخواهیم که از این مرحله سخت عبور بکنیم و به خود را ثابت بکنیم که این رکن اخلاقی برای ما در اولویت است. مسولیت واژه ی گمشده ای است در این روزها. اگر همه ما در خانه بمانیم و از عید امسال چشم پوشی بکنیم و به دید و بازدید یکدیگر نرویم، و فقط کناره خانواده خود در خانه باشیم هر چه زودتر از این اپیدمی رها می شویم. به تعبیر فروید دو عامل اساسی هست که باعث اضطراب می شود: جدای از مادر و اختگی. اگر این دو عامل را بخواهیم به این روزها نسبت بدهیم، با بی احتیاطی به این شیوع پیش آمده باید منتظر جدایی از مادر خود باشیم یا مرگ خودمان را رقم می زنیم یا مرگ مادران خود را و اختگی که به تعبیر فروید همان مرگ انسان تلقی می شود، آماده نسل کشی در وجودمان بشود.

فراموش نکنید که نگرانی و ترس زیاد باعث می شود که سیستم دفاعی بدن مان کم کم ضعیف بشود. شما را ارجاع می دهم به کتاب روان‌درمانی اگزیستانسیال، در آنجا دیوید_یالوم نویسنده کتاب با خیلی از بیماران سرطانی سر و کار داشت و با راهکار های خود باعث می شود خیلی از این بیماران امیدشان به زندگی بیشتر بیشتر بشود. به هم امید بدهیم و مراقب هم باشیم. الان وقت گرو کشی نسبت به دولتمردان نیست. مسولیت سنگینی به دوش همگان هست و بیاید این احساس را در جامعه بیشتر بیشتر بکنیم، تا بهاری زیباتر را پیش رو داشته باشیم.

۱ یالوم دیوید، روان‌درمانی اگزیستانسیال، ترجمه ی سپیده حبیب. تهران: نشر نی.

این مطلب قبلا در سایت انسان شناسی و فرهنگ به اشتراک گذاشته شده است. 




نوع مطلب :
برچسب ها : اگزیستانسیال، ویروس، کرونا، محسن، نوزعیم، جامعه، کتاب،
لینک های مرتبط :


جمعه 8 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
نگاهی اجمالی به فیلم « زندگی زیباست» اثر روبرتو بنینی
 زندگی زیبا در ژانر کمدی و درام که برنده دو جایزه اسکار بهترین فیلم زبان خارجی و بهترین بازیگر مرد در سال 1997.
آری این مرگ هست که به زندگی معنا می دهد و بالعکس. ساختار روایی فیلم از دو قسمت شکل گرفته بود. قبل از تبعید گوئید و خانواده اش و بعد از تبعید. در هر دو زندگی جاری ست و معنا داره؛ چون که گوئید در نقش همسر و پدر یک نقش قهرمان را بازی می کنه، اگر چه این قهرمان بر خلاف قهرمان های هالیوودی به خونه و وطن باز نمی گرده ولی با روحیه و خلاقیتی که در شخصیت پر و بال داده،معنای  زندگی رو به پسر خودش می رسونه. شروع فیلم با سکانسی است که در اواخر فیلم دوباره می بینیم. ما اول متوجه نمی شویم که در آن هوای مه آلود چه اتفاقی افتاده و ولی وقتی به دقایق آخر می رسیم متوجه جنایت هولناک نازی ها علیه یهودی ها می شویم. خیلی فیلم درباره این جریان ساخته اند ولی برخی از منتقدان سینما و علی الخصوص یهودیان اعتراض کردند که این فیلم واقعیت های اردوگاه های اجباری را نشان نداده ولی همین یک سکانس قاضی هست برای اینکه بدونیم چه جنایتی رخ دادش. دروبین  در فضای تار  یک استرس و وحشت ملایمی را در مخاطب ایجاد می کنه و شاید بشه گفت با توجه به بن مایه فیلم که طنز هستش، این استرس و ترس نشانه دهنده اینکه زندگی همیشه اون چیزی که ما می‌خواهیم نشاط آور، شادابی همیشگی نمی تونه باشه. در سکانسی که گوئید با پیرمرد در تالار بزرگ در حال صحبت هستن و گوئید نقش یک خدمتکار را توضیح می دهد،  خم شدن و ایستادن شاید یک شوخی کوتاه  همچون تیغ برنده است بر ایدولوژی های که خود خداوندگار مطلق می دونند.
ریتم تند فیلم در قسمت اول خیلی خوب باعث خنده و نشاط و مخاطب خود می شود و در قسمت دوم هم باز این ریتم را گاهی می بینیم، مثلا جاشورا که وارد آشپزخانه آلمانی ها شده  بود و لحظه ای که تشکر کرد، پیش خدمت متوجه شد که او غیر آلمانی است و هنگامی که مسئول خود را آورد، دید که گوئید در حال یاد دادن به همه برای تشکر کردن است که خود این نما باعث می شود مخاطب از فضای سنگین که احساس می‌کند خارج بشود. سکوت کردن شاید گاهی بهترین راه است برای اینکه به زبان بی زبانی بگویی ایدولوژی مثل نازی یک ایدولوژی وحشتناک است همانطور که گوئید در برابر دکتر سکوت کرد و چیزی به زبان نیاورد. گوئید نماد مقاوت است، نمادی که تا آخرین لحظه برای زندگی کردن هرگز آرام نمی ایستد. 
فیلم زیبایی های زیادی در خود دارد، و من به شخصه نمی تونم بهترین سکانس فیلم رو انتخاب بکنم.  سکانسی که گوئید برای دوررا فرش قرمز پهن می کنه، هنگامی که گوئید با پسر خود در حال گفتگو هست و پسر می گوید که ما را در کوره می سوزانند، یا در جایی که گوئید را به سمت تیر باران می بردند و او باز هم معنای زندگی به پسرش می رساند یا در نمای که گوئید به هم سلولی های خودش میگه برای فرار کردن باید خودشون نجات بدهند.
 دکوپاژی که با موسیقی فیلم هارمونیک شده و باعث شده فیلم با ساختار پیوسته ادامه و بدون از هم گسیختگی تا انتهای فیلم. 
زبان بدن و میمک  گوئید به زیبایی این فیلم افزوده بود. و حالات روانی و رفتاری شخصیت را ما بیشتر بیشتر درک می کردیم. این فیلم یک فیلم جنگی نیست این فیلم یک فیلم انسان محور و فرد گرایی و مفهوم زندگی ست. شاید این فیلم می خواهد ما را به سوی یک فضا ایده آلیست و آرمان گرایی در حرکت است بکشاند همانطور که پدر و پسر خود را به سوی این فضا برد و پسر در آخر گفت ،  «ما برنده شدیم».




نوع مطلب : فیلم، 
برچسب ها : ریوریو، فیلم، زندگی، زیباست، معرفی، روبرتو، بنینی،
لینک های مرتبط :


جمعه 8 فروردین 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic