درباره وبلاگ


1364/11/9
*********.
من عاشق " علوم انسانی" م. از نظر من علوم انسانی زیر بنایی اصلی زندگی و حیات انسان هاست.

*******
من عاشق نقدم! نقد منتقد ، نقدنقد و نقد "خویشم"... من سالهاست معتقدم که: درطول تاریخ هیچ کجا هیچ انقلابی رخ نداده است ، مگر اینکه اول یک انقلاب درونی اتفاق بیافتدسپس یک انقلاب بیرونی.

"محسن نوزعیم"
***************
هرگونه استفاده از مطالب و دلنوشته های این
تارنما با ذکر منبع ونام نویسنده بدون مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : محسن نوزعیم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فصل سکوت
تاریخ از آن کسانی خواهد شد که دونقط مسیر آن را با دو نقطه "عدالت" سبز بکنند. "محسن.نوزعیم"




امروز سالروز تولد صادق خان و جان هدایت است.❤️❤️❤️. من با آثار صادق خان زندگی کرده ام و قصد کرده ام دوباره آثار این نویسنده محبوب و مشهور را که شهرت وی جهانی است،  بخوانم. صادق هدایت یک ابر نویسنده در عصر ما هستش. وی را نمی توان به راحتی با هر نویسنده دیگر مقایسه کرد حتی آن دسته از نویسندگانی در مکتب رئالیستی و سوررئالیسم قلم می زنند. 
پی نوشت: من 13 و یا 14 سال داشتم که اولین اثری که از صادق جان هدایت خواندم، «سگ ولگرد» بود. دومین اثر «بوف کور» بود و همینطوری ادامه پیدا کرد.. شما بهترین اثری که از این عزیز و دوست داشتنی خوانده اید چه بوده است!؟ اگر امکان دارد اسم آن اثر را بنویسد.




نوع مطلب :
برچسب ها : صادق، هدایت، تولد، سگ، ولگرد، داستان،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 28 بهمن 1397 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
متاسفانه به خاطر عدم توجه و سوءمدیریت چند سال هست که می شنویم اختلاس های کلان در جامعه رخ می دهد و این اختلاس ها باعث بدبینی مردم نسبت به دولتمردان ما بشود. وقتی قانون در همه جا حاضر و ناظر باشد مطمئنن این اتفاقات چند سال اخیر رخ نمی داد. شاید قانون گذران ما که نمایندگان در مجلس هستند به خاطر عدم احساس مسوولیت نسبت به شرایط حاکم به جامعه و اوضاع وخیم و شرایط بد اقتصادی و معیشتی مردم، کمی توجه می کردند این مشکلات پیش نمی‌آمد. یک روز می شنویم دکل نفت نیست می شود، مدتی بعد متوجه می شویم فلان موسسه مالی و اعتباری  سرمایه مردم را به غارت برده است و چند مدت بعد متوجه می شویم که مدیران ارشد دست به اختلاس کلان زده اند.
این اتفاقات در این جامعه کم کم دارد رایج می شود و ما هم عادت می کنیم به این اتفاقات! اختلاس ها یک طرف ماجرا هستند. طرف دیگر ماجرا این است که باید ببینیم چرا این اختلاس ها صورت می گیرد و ریشه آن ها چیست؟ در دوران دانشجویی ارشدم، یک همکلاسی داشتم مثل بعضی دیگر از دانشجوها می خواستند پایان نامه ارائه بدهند، مبلغی را به دفاتر فنی دادو برای او یک پایان نامه  نوشتن. و او از پایان نامه خود دفاع کرد و تمام شد. جالب است که این دفاتر فنی همه در مقابل تمامی دانشگاه ها قد علم کرده اند و هیچ ارگان و سازمان مربوطه هم نیست که در مقابل این نوع سرقت ها ایستادگی بکند. خب همین شخص و امثال ایشان جالب است که در ارگان های دولتی ما مشغول به کار می شوند. به نظر شما آیا این افراد پتانسیل این را ندارند که در مقامی که هستند، دست به کارهای غیر قانونی بزنند؟ آیا استاد دانشگاهی و یا پژوهشگری که به این دست به سرقت علمی و ادبی می زند ، آینده این جامعه را چگونه رقم خواهد زد!؟
به تازگی از نوشته های دکتر حسین پاینده عزیز ، دست به سرقت علمی و ادبی زده اند. استادی که عمر و روح و اندیشه خودش را که گرانبها ترین و ارزشمندترین مساله می تواند باشد، یک شبه از او به سرقت می برند  و تازه ای عده ای می گویند که چرا آقای دکتر اجازه نمی دهد با او گفتگو صورت بگیرد تا این مساله تاسف انگیز حل بشود‌! قضاوت کردن کار بشدت سختی است، ولی من به شخصه به استاد پاینده عزیزم حق می دهم که از این آشفته بازار در این جامعه ابراز نارضایتی بکنند که اگر منم جای ایشان بودم شاید به سختی می توانستم نسبت به این مساله گذشت بکنم!
حالا اختلاس کردن‌ از همین  سرقت علمی و ادبی می تواند ریشه بگیرد و جامعه را دچار انحطاط و به کجی ببرد..
محسن نوزعیم
#حسین_پاینده




نوع مطلب :
برچسب ها : حسین، پاینده، سرقت، ادبی، علمی، اختلاس، جامعه،
لینک های مرتبط :


شنبه 13 بهمن 1397 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
این زمستان، سردترین و تلخ ترین زمستان سال‌های عمرمان بود ... دو تا عموی عزیز و یک عمه نازنین، به این حیات هستی بدرود گفتند و برای همیشه ما را ترک کردند.. نمی دانم به کجا می روند، نمی‌دانم برایشان چه اتفاقی پس از مرگ خواهد افتاد!آیا آن ها یک دیگر را ملاقات خواهند کرد؟ اگر ملاقات بکنند، آن محل ملاقات کجا خواهد بود ؟ این مرگ؛ چموش بی پروا هر لحظه در کمین نشسته است و اگر آن لحظه اش برسد بی گمان حتی نمی گذارد آخرین نفس را بکشیم.. این مرگ، تنها حریف سرسخت زندگی است و همیشه قدرت او بر زندگی فائق می‌آید.
امیدوارم که در هر کجا هستید روحتان شاد باشد... 
محسن نوزعیم




نوع مطلب :
برچسب ها : مرگ، عالم، هستی، نیستی،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 11 بهمن 1397 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic