درباره وبلاگ



1364/11/9
*********.
من عاشق " علوم انسانی" م. از نظر من علوم انسانی زیر بنایی اصلی زندگی و حیات انسان هاست.

*******
من عاشق نقدم! نقد منتقد ، نقدنقد و نقد "خویشم"... من سالهاست معتقدم که: درطول تاریخ هیچ کجا هیچ انقلابی رخ نداده است ، مگر اینکه اول یک انقلاب درونی اتفاق بیافتدسپس یک انقلاب بیرونی.

"محسن نوزعیم"
***************
هرگونه استفاده از مطالب و دلنوشته های این
تارنما با ذکر منبع ونام نویسنده بدون مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : محسن نوزعیم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فصل سکوت
تاریخ از آن کسانی خواهد شد که دونقط مسیر آن را با دو نقطه "عدالت" سبز بکنند. "محسن.نوزعیم"




نگاهم کن مرا "اقا" دلی کاکتوس می آیم
من از تاریکی راهی شبی، پابوس می آیم

ضریحت چشم کورم را چه پر سو می کند هر دم
شکشته تر ، من از دیروز، پی ناقوس می آیم

زمانم در زمان گم شد، ببین سردَست نفسهایم
به یادت تکیه بر بالی به شهر طوس می آیم

و جویا می شوم جایت ز اخبار کبوتر ها
برای این رسیدن باز، چه بی سالوس می آیم

فنا شد عمر دنیایی دراین دریای تاریکی
به سوی ساحل اوجم، تویی "فانوس" می آیم


غزلی برای امام مهر و رئوفم؛ ضامن آهو رضا( ع)

محسن.ن

-
 با تشکر و سپاس ویژه از علی اکبر سلطانی بردار عزیز و شاعرم برای راهنمایی های آموزنده و ارزنده اش .

پ.ن. لذار اگر هر گونه اشتباه و ایرادی و نقطه ضعفی در این دلسروده باشد, بر نگارنده اصلی( محسن نوزعیم) باز می گردد.

 اصل دلسروده: 14/ 6/ 93
ثبت شده در سایت شعر نو

محسن نوزعیم.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 تیر 1395 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()

داغ،  روى جگرِ سوخته تاثیر ندارد
‎سرِ بر دار، هراس از لبِ شمشیر ندارد

‎سایه ى درد كه روى تنِ احساس بلغزد
‎صبح خندان و شب یخ زده توفیر ندارد

‎سنگ، وقتى به دل آینه اى مشت بكوبد
‎خویش را مى شكند! آینه تقصیر ندارد

‎ سطر سطرِ نَفَسم معتكفِ چله ى آه است
‎-آه، یك آیه ى سرخ است كه تفسیر ندارد!-

‎مثل شعریست كه در ذهنِ كسى بست نشسته
‎شاعرِ خسته اش اما دلِ تحریر ندارد

‎بحث این نیست كه اثبات شود مَرد نبردم
‎صبر، ربطى به رَجَزخوانىِ تقدیر ندارد

‎خلقتم قصه ى آمیختنِ خاك و شراب است 
‎بودنم مستىِ نابى ست كه تطهیر ندارد

‎تا پناهنده به دیوانگىِ كشورِ عشقم
‎پهنه ى پاك جنونم غل و زنجیر ندارد

‎نیستم در صدد حل معماى حیاتم
‎زندگى خواب عجیبى ست كه تعبیر ندارد...

" غزل آرامش"
شعر بسیار زیبا و خواندنی از شاعر  غزل ارامش که در سایت شعر نو به ثبت رسیده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 7 تیر 1395 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
کوفه سرد میشد
نبود آن مرد تنها با نفسهای خود گرم کند هوا را 
چاه دیگر تنها میماند 
چاه در حسرت یارش 
در غم همدمش داشت فرو میریخت
مردمان خواب زده غافل از خود
غافل از راه راه حقانیت
راه آن مرد "تنها"  
کوله بارش پر از اشک 
بغض گلوی گرفته 
((استخوانی در چشم ))
مانند خواری 
 دنیا را برایش تاریکتر و تنگتر میکرد
نگاهی بینا، 
بصیرتی نافذ،
بر یتیمان  شهر.
دلواپسیهای در دل شهر
در دل دیواره های شهر 
مرا با خود به اوج بودن می برد
اوج انسان بودن
انسانی بی همتا 
انسانی از کوله بار عشق..
شهر خفته زده محروم کرد خود را
محروم ازاین عشق ,
از این حقیقت راستین..
5/6 92
 ساعت: 23/57


  ......................

شهر امشب بی ستاره می شود. ستاره ی که  نورش در تمامی کاغذهای تاریخ ورق خواهد خورد و هرگز چنین نوری دیگر بر خود نخواهد دید.
محراب امشب به خود می بالد که چنین مرد تنهایی  را در درون خود به خون اغشته می بیند. 
زمین چقدر زشت شده که چنین امانتی را از دست می دهد و لی ایا به راستی هنوز نمی توان علی وار و علی گونه زیست کرد؟ ایا هنوز نمی توان علی وار قدم برداشت چنان که ذره غرور بر خود ندید و فخر فروشی نکرد؟ ایا هنوز نمی توان علی وار دستان عدالت را گرفت و ان را بر روی زمین جاری کرد؟ ایا....

4/ 4/ 95
23:53

محسن نوزعیم




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 4 تیر 1395 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()

جامعه‌شناسی ادبیات حوزه‌ای از مطالعات چندرشته‌ای است که تأثیر ساختارهای اجتماعی در تولید متون ادبی را بررسی می‌کند. پیش‌فرض دست‌اندرکارانِ این نوع پژوهش این است که آفرینش آثار ادبی از اوضاع اجتماعیِ معیّن ناشی می‌شود و لذا ادبیات را نمی‌توان به درستی فهمید مگر آن‌که ابتدا رابطه‌ی آن با اوضاع یادشده را به دقت تحلیل کنیم. در چنین پژوهشی، مفاهیم نظری و اصول روش‌شناختیِ جامعه‌شناسی حکم ابزاری برای خوانش و سنجش کارکردهای اجتماعیِ متون ادبی را دارند. از این رو، در نوشتار حاضر بجاست که ابتدا تعریفی از جامعه‌شناسی و قلمرو پژوهش‌های جامعه‌شناختی به دست دهیم. جامعه‌شناسی در اواسط قرن هجدهم به وجود آمد و حوزه‌ای از علوم اجتماعی است که حیات اجتماعی انسان (رابطه‌ی انسان‌ها با هم، یا رفتار انسان‌ها در تعامل‌های اجتماعی) را بررسی می‌کند. ریشه‌شناسی «علم‌الاجتماع» (نامی که قبلاً به جامعه‌شناسی اطلاق می‌شد) می‌تواند برای فهم بهتر ماهیت آن مفید باشد. مطابق با تعریفی کهفرهنگ بزرگ سخن از «اجتماع» به دست می‌دهد، این کلمه یعنی «گرد آمدن»، «جمع شدن»، «گرد‌هم‌آیی». به عبارتی، اجتماع در لغت به «پیوند خوردن» و «وصل شدنِ» انسان‌ها به هم اشاره دارد. جامعه‌شناسان می‌کوشند تا جامعه‌ی انسانی را از منظر ساختار رفتار جمعیِ انسان‌ها تحلیل کنند. به تعبیری، جامعه‌شناس کسی است که نحوه‌ی عملکرد نظام اجتماعی و رابطه‌ی آن با شیوه‌ی زندگی کردن آحاد جامعه را مطالعه می‌کند. در تحلیل‌های جامعه‌شناسان، هم تأثیر عوامل فرهنگی، سیاسی، جغرافیایی، اقتصادی، زیبایی‌شناختی و امثال آن بر روابط بینافردی آحاد جامعه بحث می‌شود و هم گروه‌های اجتماعی و قانونمندی‌های داخلی آن‌ها. به عبارتی، جامعه‌شناسی تلاشی است برای تبیین فرایندهای اجتماعی و نحوه‌ی انتظام جامعه. چنین تبیینی قاعدتاً می‌بایست نهادهای اجتماعی و کارکردهای آن‌ها را هم شامل شود. در نگاه جامعه‌شناسان، انسان موجودی است که از خانواده ، فرهنگ، دین، سیاست، دستگاه‌های تعلیم‌وتربیت و سایر نهادهای اجتماعی تأثیر می‌پذیرد و به آموزه‌های این نهادها واکنشی شرطی‌شده نشان می‌دهد.

در نزد جامعه‌شناسان، ادبیات یکی از منابعی است که آنان می‌توانند برای مطالعه‌ی علمیِ جامعه استفاده کنند. در واقع، ادبیات خود حکم نوعی نهادی اجتماعی را دارد و از آن‌جا که هدف جامعه‌شناسان کاویدن جوانب مختلف حیات اجتماعی در همه‌ی نهادهای اجتماعی است، آن‌ها معتقدند که ادبیات نیز می‌بایست در کنار سایر نهادهای اجتماعی بررسی شود. به باور جامعه‌شناسان، کارکرد ادبیات عبارت است بازتاباندن اوضاع‌واحوالِ جامعه. در هر رمانی، روابط آحاد جامعه با نگاهی انتقادی زیر زره‌بین قرار می‌گیرد. شخصیت‌های اصلی رمان‌ها معمولاً کسانی هستند که سودای دگرگونیِ زیست‌جهانِ اجتماعی و فرهنگیِ خود را در سر می‌پرورانند. ادبیات تجربه‌های انسان در زندگی اجتماعی را بازتولید می‌کند؛ پس هسته‌ی به‌وجودآورنده‌ی هر اثر ادبی، حیات اجتماعی است. رنه ولک و آستن وارن با اتخاذ همین رویکرد، در کتاب «نظریه‌ی ادبیات» استدلال می‌کنند که آفرینش آثار ادبی همانا پیامد زندگی در جمعِ انسان‌های دیگر (جامعه) است: «ادبیات زاده‌ی نهادهای اجتماعی خاصی است و در جوامع بدوی نمی‌توان شعر را از آئین، جادو، کار و بازی تمیز داد» (ولک و آستین، ۱۳۷۳: ۹۹). تفاوت ادبیاتِ ملل ریشه در همین موضوع دارد: تفاوت هنجارها، ارزش‌ها و رفتارهای اجتماعی در جوامع مختلف، خود را در تفاوت مضامین آثار ادبی آن جوامع نشان می‌دهد. هر گاه که نظام‌های اجتماعی با هم تفاوت داشته باشند، ادبیات حاصل‌آمده از آن نظام‌ها به طریق اولی متفاوت خواهند بود. از این‌جا می‌توان به نتیجه‌ای هم در خصوص علت دگرگونیِ ادبیات در جامعه‌ای معیّن رسید و گفت که با تغییر در ساختار..

ادامه مطلب را از اینجا وبلاگ نویسنده مطلب یعنیاقای دکتر حسین پاینده می توانید بخوانید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
ترانه زیبا ی " تردید" برای تغییر و تحول خویش که چگونه باید از این امورات تکراری و روزمره " روزمرگی" و شاید ها، باید رها شد...

آخ دلم هیچکی کنارت نیست ، سر کن با خودت

زیر و رو شو دنیا رو زیرو زبر کن با خودت

وقتی میبینی خودت داره کلافت می کنه

از خودت پاشو ، خودت با شو سفر کن با خودت

هر زمستون پیش از اینکه ریشه پابندت کنه

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت

یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین

یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت

سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی

سر بچرخونی مسیر روبه روتو باختی

از پل تردید با قلبت گذر کن باخودت

تنها موندی با خودت با دشمنت با دوستت

اخ دلم هیشکی کنارت نیست سر کن با خودت

هر زمستون بیش از این که ریشه پا بندت کنه

شاختو بردار و تمرین تبر کن با خودت

یا بساز و دونه دونه مرگ برگاتو ببین

یا بسوز و جنگلی رو شعله ور کن با خودت






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 2 تیر 1395 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو