درباره وبلاگ



1364/11/9
*********.
من عاشق " علوم انسانی" م. از نظر من علوم انسانی زیر بنایی اصلی زندگی و حیات انسان هاست.

*******
من عاشق نقدم! نقد منتقد ، نقدنقد و نقد "خویشم"... من سالهاست معتقدم که: درطول تاریخ هیچ کجا هیچ انقلابی رخ نداده است ، مگر اینکه اول یک انقلاب درونی اتفاق بیافتدسپس یک انقلاب بیرونی.

"محسن نوزعیم"
***************
هرگونه استفاده از مطالب و دلنوشته های این
تارنما با ذکر منبع ونام نویسنده بدون مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : محسن نوزعیم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فصل سکوت
تاریخ از آن کسانی خواهد شد که دونقط مسیر آن را با دو نقطه "عدالت" سبز بکنند. "محسن.نوزعیم"




بخوانید در اینجا:

مطلبی که در پی می‌آید، نوشتاری از حسین پاینده است که در شماره‌ی اخیر ماهنامه‌یفرهنگ امروز (شماره‌ی ۱۰، اسفند ۹۴) منتشر شد.

***

رایج‌ترین باور درباره‌ی ترجمه‌ی مجدد آثار ادبی‌ای که قبلاً ترجمه شده‌اند این است که مترجمان نباید مبادرت به این کارِ عبث کنند. هم اکثر ناشران چنین باوری دارند و هم اکثر مترجمان. ناشران استدلال‌شان این است که ترجمه‌ی مجدد بازار چندان خوبی ندارد. وقتی رمان معروفی پیشتر ترجمه و در بازار کتاب عرضه شده باشد، دیگر کسی رغبتی به خواندن مجدد آن در قالب ترجمه‌ای جدید از خود نشان نخواهد داد. اگر هم از اهالی ادبیات درباره‌ی آن رمان پرسش شود، غالباً ترجمه‌ی قبلی را می‌شناسند و همان را به خوانندگان جدید معرفی می‌کنند. از سوی دیگر،‌ بسیاری از مترجمان نیز تمایلی به دوباره‌کاری ندارند زیرا معتقدند ترجمه‌ی مجدد نمی‌تواند به اندازه‌ی یک ترجمه‌ی بدون سابقه خود را به مخاطبان آثار ادبی بشناساند. بیشترِ مترجمان ترجیح می‌دهند وقت و توان‌شان را صَرفِ کاری کنند که مترجم دیگری قبلاً انجام نداده باشد. می‌توان گفت در مجموع، نه ناشران چندان روی خوشی به ترجمه‌ی مجدد نشان می‌دهند و نه خودِ مترجمان.

اگرچه در کشور ما به ترجمه‌ی مجددِ آثار ادبی چندان اقبال نمی‌شود، دلایل متعددی را می‌توان برشمرد که هم مطلوب بودن این کار را ثابت می‌کند و هم حتی ضرورتش را. یکی از این دلایل، پویایی زبان است. زبان پدیده‌ای ایستا نیست که همیشه ویژگی‌های ثابتی را حفظ کند. هر ترجمه‌ای در برهه‌ای از تاریخِ زبان مقصد انجام می‌شد و لذا ویژگی‌های زبان مورد نظر در همان مقطع را بازمی‌تاباند. تعبیرات و مصطلحاتی که مترجم به کار می‌برد از مجموعه‌ی بزرگی گزینش می‌شوند که گویشوران به عنوان پیکره‌ی زبانی می‌شناسند و به کار می‌برند. این موضوع همان‌قدر در مورد واژگان مصداق دارد که در مورد نحو. به بیان دیگر، نه فقط کلماتی که مترجم برای برگرداندن متن به زبان مقصد انتخاب می‌کند، بلکه همچنین نحوه‌ی ترکیب آن کلمات برای ساختن جمله تابع سازوکارهای درونی زبان مقصد در دوره و زمانه‌ای است که مترجم زندگی می‌کند. اما 


بخوانید ادامه مطلب را در قسمت اول:




مقاله‌ای که با عنوان «توافق هسته‌ای و اسطوره‌ای شدن شخصیت محمدجواد ظریف» از شما در مجله‌ی مهرنامه منتشر شد، از برخی جهات با نوع کارهایی که تا به حال از شما دیده بودیم فرق دارد. در این مقاله ظاهراً از حوزه‌ی کارتان یعنی نقد ادبی دور شده‌اید و به حوزه‌ی تحلیل سیاسی ورود کرده‌اید. درست می‌گویم؟

پاینده: به گمانم این برداشت چندان دقیق نیست. شاید قدری توضیح بتواند ماهیت این مقاله را برای شما روشن‌تر کند. من فعال سیاسی نیستم و در نوشته‌هایم به طور خاص به سیاست روز یا درستی و نادرستی مواضع جریان‌های سیاسی نمی‌پردازم. اعتقادم این است که این کار را باید به سیاستمداران و فعالان سیاسی سپرد. این را البته نباید به خنثی بودن یا ناآگاه بودن از تحولات سیاسی تعبیر کرد، اما کار من موضع‌گیری بر له یا علیه این یا آن تشکل سیاسی نیست. کار من تحلیل متن و مشخص کردن دلالت‌های آن از منظر نظریه‌هایی است که در نقد ادبی استفاده می‌شوند. اما توجه دارید که این نظریه‌ها، بویژه در دهه‌های اخیر، ماهیتی عمیقاً میان‌رشته‌ای پیدا کرده‌اند. ظهور مطالعات فرهنگی در دهه‌ی ۱۹۶۰ و جذابیت بسیار زیادی که این رویکرد در دهه‌های بعد در مطالعات ادبی ایجاد کرد، باعث شده است که دست‌اندرکاران حوزه‌ی نظریه و نقد ادبی نتوانند خود را از این رهیافت بی‌نیاز ببینند. اگر به منابع نقد ادبی جدید نظری بیندازید، خواهید دید که بحث‌های فراوان و استفاده‌های گسترده‌ای از نظریه‌های مطالعات فرهنگی برای تحلیل متون صورت می‌گیرد. به این نکته هم توجه دارید که وقتی صحبت از «متن» می‌کنیم، دیگر صرفاً متون مکتوب مانند شعر و داستان و رمان را در نظر نداریم، بلکه دایره‌ی شمول این اصطلاح را بسیار وسیع می‌دانیم. از منظر نظریه‌های جدید در نقد ادبی، هر جا که با نظامی نشانگانی مواجه باشیم، در واقع با یک متن سروکار داریم. یک داستان کوتاه یا یک قطعه شعر، نظام معناسازانه‌ای ایجاد می‌کند و از این رو مصداق «متن» است، اما همین حکم در مورد عکس، لباس، ویترین مغازه‌ها و حتی منوی غذا در رستوران‌ها صادق است. هر یک از این‌ها نیز نوعی متن است که می‌توان آن را کاوید. کاری که من در این مقاله کردم، کاویدن ایماژهای آقای ظریف در فضای مجازی بود. من کوشیدم برخی از معانی و دلالت‌های این ایماژها را به روش پژوهشگران مطالعات فرهنگی بکاوم و در این کار بخصوص از مفاهیم و روش‌شناسی نشانه‌شناسیِ سوسوری استفاده کردم.

چرا از لفظ «ایماژ» استفاده می‌کنید؟ در مقاله‌تان عکس‌ها و کاریکاتورهایی از آقای ظریف را بررسی کرده بودید. نمی‌شود به جای ایماژ از عکس و کاریکاتور صحبت کرد؟


ادامه مطلب را می توانید در قسمت دوم دنبال کرده و بخوانید




برگرفته از وبلاگ دکتر حسین پاینده




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 9 فروردین 1395 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
سایت انسان شناسی و فرهنگ به مدیریت دکتر ناصر فکوهی ، به هنگام نوروز ویژه نامه نوروزی با همکاری همکاران سایت به صورت مجله الکترونیک انتشار می کنند.
می توانید از اینجا دانلود کرده و بخوانید " ویژه نامه نوروزی 95"  



پرنده‌ای به پنجره‌ی من نوک ‌می زند

از پنجره با هرمان جهان را نگاه ‌می‌کنم

جهان ناگهان غرق در شکوفه‌ها ، گل‌های شقایق و بنفشه است

پنجره را باز‌ می‌گذارم

باران‌ می‌بارد

در باران‌ می‌گویم

بهار را یافتم

بهار آمد...

زندگی شهری و گرفتاری‌های زندگی روزمره این امکان را از ما گرفته که طبیعت را آنگونه که باید با پوست و گوشتمان درک کنیم، ببینیم و ببوییم و لمس کنیم. پیام هایش را بگیریم و مژده هایش را بشنویم. دیدن درخت‌های شکوفه‌زده رنگارنگ و برف و سرمایی که آخرین زورهایش را‌می زند، سبزه هایی که اینجا و آنجا دسته دسته از زمین‌می روید، این‌ها را دیگر خیلی کم حس‌ می‌کنیم.

البته ‌می‌بینیم، فقط تصویرش را‌ می‌بینیم. ما بهار را در قالب عکس شکوفه‌های رنگارنگ درختان در طبیعت‌ می‌بینیم. تصاویری که به راحتی با یک جست و جوی ساده اینترنتی در دسترس هستند. توصیف نوروز و نوشتن از آن به دنبالش توصیف بهار را دارد که هر سال برایمان سخت‌تر‌ می‌شود، چراکه زندگی شهری و بار سنگینی که هر روز در لابه‌لای روزمرگی‌هایمان بر ما فشار‌ می‌آورد، فرصت درک زیبایی بهار را که نویدبخش و آغاز سال است، از ما‌ می‌گیرد. بهار برای ما معنایی متفاوت پیدا کرده است. ازدحام در شلوغی خیابان‌ها، معابر مملو از دست فروش‌ها و یا حتی بوی شویند‌های مختلف که گاهی آنقدر شدید است که حتی هنگام عبور از جلوی خانه‌ها‌ می‌توان آن را فهمید.

مژده بهار شنیدن توصیف دوستی از گلفروشی سر فلان خیابان است که گل‌های رنگارنگش را در معرض دید عموم گذاشته و یا حتی شنیدن بوی اقاقیایی در کوچه‌ای، وقتی حتی آن را‌نمی بینیم. مژده بهار و نوروز شاید بیدار شدن در اول صبح یکی از روزهای پایانی اسفند با صدای آواز گنجشگ‌ها باشد. همه این‌ها درک ما از نوروز و بهار را متفاوت کرده و هر کسی نوید این آغاز را به گونه ای درک‌می کند. نوید که نوروز نزدیک است و بهاری در راه است و باید سهمی داشت در تولد متنی جدید برای آغازی دیگر.

از تمامی شما دوستان و فرهیختگان و همکاران گرامی و تمامی عزیزانی که در این ویژه‌نامه نوروزی نیز همچون سال‌های گذشته با یادداشت ها و مقالات و تبریکات خود همراه انسان‌شناسی و فرهنگ بودید، سپاسگذاریم و سالی سرشار از نیکویی و برکت در کنار یکدیگر همچون سال‌های گذشته را آرزومندم. در پایان مسئولیت هر گونه کم و کاستی به عهده این جانب‌می باشد....

به دلیل سنگین بودن حجم کل ویژه نامه و نیز محدودیت سایت برای بارگذاری فایل های با حجم بالا، کل فایل به 5 بخش تقسیم شده و نامگذاری  فایل ها به ترتیب طبق فهرست اعلام شده از شماره صفحه زیر تبعیت می کند که از طریق فایل های پیوست زیر و  پایان صفحه در دسترس است. در ضمن کل فایل برای دانلودتنها  از طریق کانال تلگرام انسان شناسی و فرهنگ در دسترس است:

www.telegram.me/Anthropology_iran





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 7 فروردین 1395 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()


 
ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو