درباره وبلاگ


1364/11/9
*********.
من عاشق " علوم انسانی" م. از نظر من علوم انسانی زیر بنایی اصلی زندگی و حیات انسان هاست.

*******
من عاشق نقدم! نقد منتقد ، نقدنقد و نقد "خویشم"... من سالهاست معتقدم که: درطول تاریخ هیچ کجا هیچ انقلابی رخ نداده است ، مگر اینکه اول یک انقلاب درونی اتفاق بیافتدسپس یک انقلاب بیرونی.

"محسن نوزعیم"
***************
هرگونه استفاده از مطالب و دلنوشته های این
تارنما با ذکر منبع ونام نویسنده بدون مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : محسن نوزعیم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فصل سکوت
تاریخ از آن کسانی خواهد شد که دونقط مسیر آن را با دو نقطه "عدالت" سبز بکنند. "محسن.نوزعیم"




هنگام تماشای آنلاین فیلم #حکایت_دریا اولین حسرتی که وجودم را گرفت این بود که چرا نباید صدای #ژاله  در سکانس اول فیلم که روبه روی طاهر نشسته است، از سیستم های و تجهیزات مدرن سینمای پخش نشود و به مدت سه سال در صف اکران ماند و جواب این بی عدالتی که در حق استاد پیشکسوت #سینما #بهمن_فرمان_آرا شده است، چه کسی یا اشخاص خواهند داد. در دورانی که سینما پر شده از فیلم های لودگی، خیانت زناشوئی طبقه متوسط، فقر فرهنگی جنوب شهرهای که البته سعی کردند فقط با داشتن ستاره ها، به فروش بالا و سینما را به مثابه یک تجارت دیده بشود، خب واضح است که #حکایت_دریا باید در صف اکران می ماند و شاید اگر اکران آنلاین هم نمی شد، سرنوشت این فیلم مشخص نبود! حکایت دریا آخرین ساخته #بهمن_فرمان_آرا، که البته این فیلم هم ستاره های سینما از جمله  « فاطمه معتمد آریا، #لیلا_حاتمی ، #صابر_ابر و #رویا_نونهالی، #علی_مصفا» ولی این بار خبر از لودگی نیست و کلا سینمای فرمان آرا چند سالی هست که با واژه مرگ دست به گریبان شده است. وباید بگوییم با حضور #علی_نصیریان، داریوش اسدزاده و خود شخص فرمان آرا که شخصیت اصلی قصه در نقش نویسنده برای اولین بار بازی می کند. اگرچه نقش استاد فرمان آرا در مقابل #دوربین تصنعی  از آب درآمد و باورش برای مخاطب قابل قبول نبود واگرچه فراموش نکنیم که استاد پیشکسوت #سینما فیلم های خیلی خوبی را در سینما ساخته است.در سکانس اول که طاهر به ژاله می گوید کابوس می بینید، و دیگر نمی تواند بخندد این علائم خوبی نیست برای یک نویسنده. نویسنده ای که معتقد است تلویزیون نباید دید، فرزندی هم نداشته باشد که البته نداشتن فرزند کمی با توجه به جریان فیلم از سوی دو شخصیت اصلی قصه دوپهلو می باشد. نویسنده ( طاهر) که در تیمارستان به خاطر بیمار افسردگی و اسکیزوفرنی مراقبت می شود. ژاله شخصیت دو قطبی نسبت به همسرش طاهر دارد از سوی او را می خواهد به خانه ببرد و از سوی هدف دیگری را در ذهن خود پنهان کرده است. طاهر  با ژاله همسفر می شود تا به خانه بازگردند. در هنگام بازگشت یک مسیر مار پیچ را می بینیم، این #نما دقیقا یادآور مارپیچ های سینمای #کیارستمی است و این یک ادای احترام به سینمای کیارستمی است. فیلم  « #کپی_برابر_اصل» هم دقیقا چنین نمای بلندی دارد و ریتم و ضرباهنگ فیلم  از اول تا پایان کُند می باشد و دوباره می بینیم که به سینمای کیارستمی ارجاع داده می شود. از نقاط قوت این فیلم صحنه پردازی، نماهای بلند و #لوکشین های سنجیده به فضای فیلم انتخاب شده است. تاریکی و تار بودن صحنه ها و سردی و یأس که در درون مایه فیلم به چشم می‌آید منسجم و یکدست است. #لیلا_حاتمی دختر  نگار با همان تیپیکال همیشگی که به زیبای از عهده آن بر می‌آید، شخصیتی برون گرا،بازی زیر پوستی و چهره ای آرام هم به دیدار ژاله وطاهر می‌آید در حالی که ژاله طاقت دیدن این دختر را ندارد و می خواهد از خانه بیرون بزند، در اتاق که وسایل خود را جمع می کند، اشک می ریزد و این گریه و زاری چنان طبیعی جلوه داده می شود که تمامی جلوه های دیگر صحنه و لوکشین را محو می کند و بیننده با او #همذات‌پنداری و #همزاد_پنداری می کند. طاهر بر خلاف نامش یک پیشینه مشکوکی دارد که البته در دقایق آخر فیلم از او تبرئه می شود. سر و کله امیر شاگرد قدیمی استاد هم پیدا می شود  و مثل همیشه نقش شخصیت های گذشته خود، انسان مظلوم نما، سرخورده از جامعه  و با شخصیتی آرام، را تکرار می کند و این تکرار مکررات است. ولی او مرده است!
طاهر نماینده یک نسل از روشنفکران و نویسندگان در دوره ای که شاملو، گلشیری، احمد محمود، شهناز، عبادی، یاحقی و خیلی های دیگر بودند تک و تنها مانده است و می خواهد رمان بنویسد.نسلی که به لحاظ موقعیت و جایگاه اجتماعی خود کم ناملایمتی  از سوی دولتمردان ندیده اند. اما فکر #خودکشی و #مرگ از ذهن نویسنده قصه بیرون نمی رود و #آلبر_کامو در #افسانه_سیزیف نوشته است که  « تنها یک مساله و مشکل اساسی و جدی وجود دارد و آن هم خود کشی است. داوری اینکه زندگی ارزش زیستن را دارد یا نه بستگی به پاسخ این پرسش اساسی فلسفه دارد». در دو سکانس ما در نمای دور سه مرد را می بینیم که در حال رقصیدن هستند، در آن هنگام که طاهر صحبت از مرگ می کند، آن رقص نشان از چیست؟ رقص مرگ است یا رقص زندگی؟
وقتی در دیالوگ خود به عمر اشاره می کند، تصویر پس زمینه کدر می شود و این کدر بودن نشان از ناامیدی در ذهنیت نویسنده قصه ما را دارد.
در سکانسی با #علی_نصیریان دیدار می کند ولی این دیدار چیزی نیست جز علائم بیماری اسکیزوفرنی(توهم، هزیان، آشفتگی، افسردگی که می تواند منجربه خودکشی بشود) ، چون هوشنگ هم هفده سال هست که مرده است. در سکانسی می بینیم که طاهر با دو جلد کتاب  « #نون_نوشتن » #محمود_دولت_آبادی و #خانواده_تیبو را هنگامی که در تخت خواب خود  (خصوصی ترین حریم هر شخص) خوابیده به آغوش کشیده و این دو کتاب هر کدام می تواند نشان از ذهنیت طاهر باشد. یکی از نقاط ضعف  این فیلم از #دیالوگ های ساده و پیش پا افتاده است که می توانست از این دیالوگ ها خیلی بهتر و عمیق تر باشد با توجه به درون مایه و داستان فیلم. و شاید فقط خانه طاهر روبه روی دریاست اگرچه دریا زیبای های خود را چه در فیلم و چه در واقعیت دارد، به خاطر همین عنوان فیلم  «حکایت دریا» انتخاب شده است! والبته بودند فیلم های که نام شان با درون مایه و داستان فیلم هیچ ارتباطی نداشتند.
#حکایت_دریا
#بهمن_فرمان_آرا
#عباس_کیارستمی
#فاطمه_معتمدآریا
#لیلا_حاتمی
#صابر_ابر
#علی_مصفا
#علی_نصیریان
#نقد_فیلم
#سینمای_ایران
#سینما
#فیلم
#محسن_نوزعیم 





نوع مطلب : سینما، نقدفیلم، نقدفیلم، 
برچسب ها : نقدفیلم، حکایت، دریا، نقد، #سینما، فیلم،
لینک های مرتبط :


جمعه 27 تیر 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات