درباره وبلاگ


1364/11/9
*********.
من عاشق " علوم انسانی" م. از نظر من علوم انسانی زیر بنایی اصلی زندگی و حیات انسان هاست.

*******
من عاشق نقدم! نقد منتقد ، نقدنقد و نقد "خویشم"... من سالهاست معتقدم که: درطول تاریخ هیچ کجا هیچ انقلابی رخ نداده است ، مگر اینکه اول یک انقلاب درونی اتفاق بیافتدسپس یک انقلاب بیرونی.

"محسن نوزعیم"
***************
هرگونه استفاده از مطالب و دلنوشته های این
تارنما با ذکر منبع ونام نویسنده بدون مانع می باشد.

مدیر وبلاگ : محسن نوزعیم
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
فصل سکوت
تاریخ از آن کسانی خواهد شد که دونقط مسیر آن را با دو نقطه "عدالت" سبز بکنند. "محسن.نوزعیم"




بخش هفتم: برآمدن ماه از پشت ابر سیاه

چراغی به دستم چراغی در برابرم.
من به جنگِ سیاهی می‌روم.

(احمد شاملو، «باغ آینه»)

اکنون زمان آن فرا رسیده است که اصلی‌ترین دلیل ادعای «شخص مذکور» مبنی بر سرقت علمی در کتاب گشودن رمان را بسنجیم. این شخص به یادداشتی حدوداً سه‌صفحه‌ای استناد کرده است که حدود شش سال پیش منتشر شد. طبیعتاً اگر مطلبی منتشر شود و در آن سخن متقن گفته شود، اهالی فرهنگ و ادبیات به آن توجه نشان خواهند داد، اما کسی که نامش بر آن یادداشت به چشم می‌خورد اخیراً در مکاتبه با اینجانب نوشت که پس از انتشار آن یادداشت چنین توجهی برانگیخته نشد تا این‌که «شخص مذکور» بدون اجازه‌ی نویسنده، آن یادداشت را با عبارات توهین‌آمیز و ادعاهای ثابت‌نشده در صفحه‌ی خود در اینستاگرام قرار داد. این البته ملاکی است که نباید از یاد ببریم. چرا کسی به مدت تقریباً شش سال به آن یادداشت توجه نکرد؟ و حال چه کسی به آن توجه کرده است؟ به اعتقاد من وقتی بخواهیم یادداشتی را که چنین مدت طولانی‌ای از انتشارش می‌گذرد بازنشر کنیم، حتماً باید از نویسنده بپرسیم آیا هنوز همان دیدگاه‌های مطرح‌شده در نوشته‌ی قدیمی‌اش را دارد یا نه. شاید نویسنده در این فاصله دیدگاه دیگری پیدا کرده است، شاید نوشته‌ی چند سال پیش خود را اکنون ناپخته می‌داند، شاید اصلاً متوجه شده که دیدگاهش نادرست بوده است. از همه مهم‌تر، نویسنده (حتی اگر با گذشت چندین سال همچنان همان دیدگاه را داشته باشد) شاید نخواهد از نوشته‌اش در صفحه‌ی خاصی استفاده شود. شاید دیدگاه انتقادی خود را دارد اما نخواهد در کنار شخص خاصی بایستد. این‌ها همه جزو اخلاق حرفه‌ایِ بازنشر مطالب است که رعایت نکردن‌شان حکایت از التزام نداشتن به فرهنگ پذیرفته‌شده در میان اهالی ادب و فرهنگ است. در چنین مواقعی، یعنی زمانی که کسی بی‌محابا و صرفاً به قصد تخطئه‌ی شخصی دیگر به نوشته‌ی شش سال پیش شخص ثالثی استناد می‌کند، از این نکته غفلت می‌ورزد که وقایع چه پیچش‌های پیشبینی‌نشده‌ای دارند و به‌نحوی آیرونی‌دار منجر به بی‌اعتباری (بیش‌ازپیش) خودش می‌شوند.

یادداشت مورد استناد «شخص مذکور» را دکتر حسین بیات (یکی از داوران جایزه‌ی جلال آل‌احمد) منتشر کرده بود. در آن یادداشت کلمه‌ی «سرقت» یا «سارق» مطلقاً به کار نرفته بود و اصولاً بحث مطرح‌شده در آن مقاله احتمال «توارد» یا «الهام گرفتن ناخودآگاهانه» بوده است. نویسنده‌ی این یادداشت به دو موضوع اشاره کرده بود (بدون اثبات‌شان):‌ یکی «شباهت» (عین کلمه‌ی به‌کاررفته در یادداشت) بین روش به‌کاررفته در کتاب من و کتاب چایلدز، و دوم استفاده از طرح جلد کتاب چایلدز در یکی دیگر از کتاب‌های من. نویسنده احتمال داده بود که به علت آشنایی‌ام با کتاب چایلدز، من ولو ناخودآگاهانه متأثر از شیوه‌ی او در بررسی رمان‌ها بوده‌ام. در بخش‌های دوم، سوم، چهارم و پنجم این سلسله نوشتار با بررسی جزءجزءِ کتاب چایلدز (مقدمه، معرفی مختصر کتاب، فهرست، نمایه و محتوای فصل‌ها) و حتی ترجمه‌ی یک فصل کامل آن نشان دادم که نکته‌ی اول به‌کلی نادرست است. همچنین در بخش ششم از این سلسله نوشتار توضیح دادم که انتخاب طرح جلد کتاب از طرف ناشر بوده و ناشران ایرانی در بسیاری کتاب‌های دیگر (از جمله یک کتاب دیگر از خودِ من) ترجیح داده‌اند از طرح‌های کتاب‌های خارجی استفاده کنند و این به معنای یکسان بودن محتوای کتاب‌ها نیست.

 اما پرسیدنی است که خودِ نویسنده‌ی آن یادداشت (که رسماً و قانوناً نامش بر آن نهاده شده) چه اعتقادی درباره‌ی محتوای آن دارد؟ برای پاسخ به این پرسش، بخوانید عین آنچه را ایشان اظهار داشته‌اند و با ارسال به من خواسته‌اند برای تنویر افکار عمومی در وبلاگم انتشار بدهم:

به گمانم دیدگاه دکتر بیات روشن‌تر از آن است که نیاز به شرح داشته باشد. به‌طور خلاصه ایشان با خواندن توضیحات من در وبلاگم مجاب شد که آنچه حدود پنج سال پیش نوشته بود درست نبوده است، ضمن این‌که این یادداشت نباید در صفحه‌ی اینستاگرامی «شخص مذکور» بازنشر می‌شد زیرا دیگر مبیّن دیدگاه‌های دکتر بیات نیست. علاوه بر آن، ایشان که خود یکی از سه داور بخش نقد ادبی در جایزه‌ی جلال آل‌احمد بوده است، هر گونه اِعمال نفوذ برای انتخاب کتاب گشودن رمان را قاطعانه رد کرده‌اند و آن را «ادعایی بی‌اساس و دور از اخلاق و انصاف» نامیده‌اند.

من تا به امروز ملاقاتی با دکتر بیات نداشته‌ام (ایشان اظهار می‌دارند در سخنرانی من در دانشگاه تربیت معلم که در اردیبهشت سال ۱۳۸۷ برگزار شده بود حضور داشته‌اند). این خودِ دکتر بیات بودند که پس از خواندن این سلسله نوشتار در وبلاگم، لازم دیدند با من تماس بگیرند و برائت خودشان را از «شخص مذکور» اعلام کنند. همان‌طور که در نوشته‌ی دکتر بیات آمده است، «تهمت‌ها و شایعاتی» که «شخص مذکور» پراکنده‌اند نسبتی با یادداشت چند سال پیش ایشان ندارد، ضمن این‌که پاسخ‌های من ایشان را مجاب کرده است. ناگفته نماند که آقای دکتر بیات بیانیه‌ی خود را به «شخص مذکور» هم فرستاد اما وی از انتشار آن به دلیل طولانی بودن خودداری کرد. دکتر بیات متعاقباً صورت خلاصه‌شده‌ای از بیانیه‌ی خود را (در محدوده‌ی تعداد کارکترهای قابل قبول در اینستاگرام) بار دیگر به «شخص مذکور» فرستاد که به رغم وعده‌ی انتشار هرگز منتشر نشد. لذا ایشان متن را در اختیار من گذاشت تا آن را برای روشنگری اهالی راستین ادبیات و فرهنگ منتشر کنم.

اهل نظر و تأمل نباید از این ماجرا به سادگی بگذرند. کسی اخلاق را زیر پا می‌گذارد و با استناد به یادداشت کسی دیگر هشتگ «پاینده ـ سرقت» را می‌پراکند، غافل از این‌که نویسنده‌ی همان یادداشت عمل او را تقبیح و اعلام می‌کند که یادداشت چند سال پیشِ خودش «بررسی دقیق و همه‌جانبه‌ای نبوده است و اگر امروز بود قطعاً آن را به این شکل منتشر نمی‌کردم.» این است غافلگیری‌ زمان برای کسانی که فقط در فکر حاشیه‌سازی‌اند. آن‌ها قربانی حاشیه‌سازیِ خودشان می‌شوند.

انتشار یادداشت چند سال پیش دکتر بیات من را ناراحت نکرد، کما این‌که بیانیه‌ی امروز ایشان هم من را ذوق‌زده نکرد. در آن زمان من ناراحت نشدم چون به نظرم آمد مقصود ایشان طرح دیدگاه‌های‌شان بوده است، هرچند به نظرم آن دیدگاه‌ها نادقیق و عجولانه مطرح شده بودند. از سوی دیگر، از انتشار این بیانیه ذوق‌زده هم نشدم چون ضربه‌ی هولناکی به کسی است که می‌توانست به جای حاشیه‌سازی، گوشه‌ای بنشیند و متن تولید کند و سهمی در مطالعات ادبی داشته باشد. آشکار شدن ماه از پشت ابرهای تیره و سیاه باید هشداری باشد به هر کسی که گمان می‌کند با هیاهو و هشتگ‌سازی می‌توان دیگران را قربانی کرد. همه‌ی ما انسان‌ها ممکن است دچار جاه‌طلبی‌های بیجا شویم، اما باید به یاد داشته باشیم که میل به مشهور شدن به بهای تهمت زدن به دیگری فقط شخصِ خودمان را ویران می‌کند.

در این میان لازم می‌بینیم به بخشی از نوشته‌ی دکتر بیات بپردازم که اهمیتش به‌مراتب بیشتر و فراتر از فروریختن تمام ادعاهای «شخص مذکور» است. جمله‌ای در نوشته‌ی ایشان هست که حکایت از شجاعت خاصِ اهالی علم دارد. ایشان نوشته‌اند: «اخلاق علمی ایجاب می‌کند وقتی با استدلال‌های طرف مقابل قانع شدیم، بر موضع گذشته پافشاری نکنیم.» درونی کردن چنین باوری نیازمند شجاعتی است که همگان ندارند. چه بسیارند کسانی که حتی پس از مواجهه با سخن متین و معقول و مستدل هرگز نمی‌توانند از ادعای‌شان عدول کنند. غرور بیجا، نخوت سرمستانه و البته توهّمی که به‌سهولت می‌تواند ما را به دنائت سوق دهد، فقط راه خودویرانگری‌مان را هموار می‌کند. اگر همین «شخص مذکور» با دیدن استدلال‌های مستند و مشروحی که در این سلسله نوشتار مطرح شد به خود می‌آمد و می‌توانست میل سرکش و ناخودآگاهانه‌ی خودویرانگری را درون خودش مهار کند، نیازی نمی‌بود تا اینچنین با انتشار نامه‌ی دکتر بیات فرو بریزد. وقتی گفتار و نوشتار خودمان باعث بی‌اعتباری خودمان شود، حتماً با آیرونی مواجه شده‌ایم (از نوع آیرونی موقعیت: وضعیتی که پیشبینی می‌کردیم پیش آید، درست برعکس شد). پیشتر گفتم که زمان پیچش‌ها و آیرونی‌های هولناکی دارد. آنچه در این بخشِ هفتم از سلسله نوشتارِ «پیشِ بینایان خبر گفتن خطاست ...» خواندید صرفاً یکی از پیچش‌های نسبتاً ملایمی بود که زمان به وجود آورد. همان‌گونه که در بخش‌های بعدی این سلسله نوشتار خواهیم دید، پیچش‌های به‌مراتب ویران‌کننده‌ترِ زمان در راه هستند.

این است عطرِ خاکستریِ هوا که از نزدیکی صبح سخن می‌گوید.
زمین آبستن روزی دیگر است.
این است زمزمه‌ی سپیده
این است آفتاب که بر می‌آید.

(احمد شاملو، «این است عطرِ خاکستریِ هوا»)

این سلسله نوشتار همچنان ادامه خواهد یافت ...




نوع مطلب : ادبیات، کتاب، نقدادبی، 
برچسب ها : جایزه، گشودن، رمان، حسین، پاینده، افترا،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 2 تیر 1399 :: نویسنده : محسن نوزعیم
نظرات ()
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic