تبلیغات
 فصل سکوت - بهانه زاد روز تولد "احمد شاملو"

بهانه زاد روز تولد "احمد شاملو"

به بهانه زاد روز تولدشاعر بزرگ وطنی احمد شاملو  (21/ 9/ 1304)چند سپید از آن شاعر بزرگ را با هم در اینجا می خوانیم:

1/ گر بدین سان زیست باید پست

من چه بی شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوایی نیاویزم

بر بلندِ کاجِ خشکِ کوچه بن بست

 

گر بدین سان زیست باید پاک

من چه ناپاکم اگر ننشانم از ایمان خود چون کوه

یادگاری جاودانه بر تراز بی بقای خاک


2/ 


دیریست عابری نگذشته ست ازین کنار
کز شمع او بتابد نوری ز روزن ام .
فکرم به جست و جوی سحر راه می کشد
اما سحر کجا!
در خلوتی که هست؛
نه شاخه ای زجنبش مرغی خورد تکان
نه باد روی بام و دری آه می کشد.
حتی نمی کند سگی از دور شیونی
حتی نمی کند خسی از باد جنبشی
غول سکوت می گزدم با فغان خویش
و من در انتظار
که خواند خروس صبح!
کشتی به شن نشسته به دریای شب مرا
وز بندر نجات
چراغ امید صبح
سوسو نمی زند.

3/

هرگز از مرگ نهراسیده‌ام
اگرچه دستانش از ابتذال شکننده‌تر بود.
هراسِ من ــ باری ــ همه از مردن در سرزمینی‌ست
که مزدِ گورکن
 از بهای آزادیِ آدمی
 افزون باشد.

جُستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار برگزیدن
و از خویشتنِ خویش
بارویی پی‌افکندن ــ

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیش‌تر باشد
حاشا حاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم.


4/

اگر که بیهده زیباست شب
برای چه زیباست
 شب
برای که زیباست؟ 

شب و
 رودِ بی‌انحنای ستارگان
که سرد می‌گذرد.

 و سوگوارانِ درازگیسو

بر دو جانبِ رود

یادآوردِ کدام خاطره را
با قصیده‌ی نفس‌گیرِ غوکان
تعزیتی می‌کنند
به هنگامی که هر سپیده
به صدای هم‌آوازِ دوازده گلوله
سوراخ
می‌شود؟

اگر که بیهده زیباست شب
برای که زیباست شب
برای چه زیباست؟

"احمد شاملو"

 


برچسب ها: تولد، شعر، احمد شاملو، وطن،  

تاریخ : شنبه 20 آذر 1395 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : محسن نوزعیم | نظرات


  • paper | خرید Reproduction | خرید بک لینک ارزان
  • buy Reportazh | فروش رپورتاژ دائمی