تبلیغات
 فصل سکوت - دلنوشته دیروز،امروز ، فردا و...

دلنوشته دیروز،امروز ، فردا و...

دوست دارم ترک کنم اینجا را...[اینجا کجاست]؟ مرگ آ رزوهاى درازست..  با چمدانى که پر هستند از خاطرات سرد و زمستانى باید تنها به " گورستان تاریک  و باریک " پناه برد..! چمدان را دست هاى حمله خواهند کرد که بار جرمش سنگین تر از " هوبا"ست.
زمین دیگر امین نیست! چشمهاى آلوده من روزگار را سیاه کردند. دل من در پى هوس هاى شیرین که تلخ ترین و سرخ ترین حادثه ها را نقاشى کرد بر صغحه زندگى.. خسته از فرداى بیگانه ، خسته از امروز  بى حاصل، خسته از دیروز ...
 بایدکه کوله بار را بست.پشت کرد بر این زندگى پست و بن بست..
قلب من گورستان تاریخ است! همان تاریخی که روزنه اش را کور کردند ، همان تاریخی که به دست گردبادهای حماقت سپردند، همان تاریخی که سوادی نابودی آن را در سر می پروانند...
 آری قلب من گورستان تاریخ است..

محسن نوزعیم


تاریخ : سه شنبه 23 شهریور 1395 | 10:29 ب.ظ | نویسنده : محسن نوزعیم | نظرات


  • paper | خرید Reproduction | خرید بک لینک ارزان
  • buy Reportazh | فروش رپورتاژ دائمی