تبلیغات
فصل سکوت - زندگی خواب عجیبی ست که تعبیر ندارد/ غزل آرامش.

داغ،  روى جگرِ سوخته تاثیر ندارد
‎سرِ بر دار، هراس از لبِ شمشیر ندارد

‎سایه ى درد كه روى تنِ احساس بلغزد
‎صبح خندان و شب یخ زده توفیر ندارد

‎سنگ، وقتى به دل آینه اى مشت بكوبد
‎خویش را مى شكند! آینه تقصیر ندارد

‎ سطر سطرِ نَفَسم معتكفِ چله ى آه است
‎-آه، یك آیه ى سرخ است كه تفسیر ندارد!-

‎مثل شعریست كه در ذهنِ كسى بست نشسته
‎شاعرِ خسته اش اما دلِ تحریر ندارد

‎بحث این نیست كه اثبات شود مَرد نبردم
‎صبر، ربطى به رَجَزخوانىِ تقدیر ندارد

‎خلقتم قصه ى آمیختنِ خاك و شراب است 
‎بودنم مستىِ نابى ست كه تطهیر ندارد

‎تا پناهنده به دیوانگىِ كشورِ عشقم
‎پهنه ى پاك جنونم غل و زنجیر ندارد

‎نیستم در صدد حل معماى حیاتم
‎زندگى خواب عجیبى ست كه تعبیر ندارد...

" غزل آرامش"
شعر بسیار زیبا و خواندنی از شاعر  غزل ارامش که در سایت شعر نو به ثبت رسیده است.



تاریخ : سه شنبه 8 تیر 1395 | 12:07 ق.ظ | نویسنده : محسن نوزعیم | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.