تبلیغات
 فصل سکوت - خوانش پدیدار شناختی حیرت!

خوانش پدیدار شناختی حیرت!


حیرت!
بادیدن تو
ترنج و انگشت 
برم
استادمحمدحسن چگینی زاده گرامی و بزرگوار

در کوتاهه بالا، جناب زربان گرامی و جناب حسین صداقتی عزیز و بانو لادن آهور ارجمند نکته ها و نظراتی دادن که البته من می خواستم اشاره بکنم به نکته های ان بزرگواران ولی در اینجا نه به علت که از حوصله بحث ما خارج باشد، بلکه بعلت عدم وقت بنده از نوشتن ان صرف نظر کردم. ولی اگر تمایل داشتید ان کامنتها را بخوانید در صفحه استاد چگینی زاده در سایت شعر نو.


به لحاظ فرم بیرونی و ساختار در چند واژه که کوتاهه بالا را از انها شکل گرفته است، از تمهیدات آوایی برای افزودن به تاکید استفاده شده است که می توان به (( هم صامتی))" ت" در کلمات " تو" ، " انگشت" و " ترنج" اشاره و دقت داشت.  خود واژه " حیرت" که نا م شعر است هم بر تاکید ان می افزاید.
لحن شاعر قاطعانه هست و این را می توان از تکرار و تاکید این مساله فهم و درک کرد. هم مصوتی کوتاه "(ـــُ) " بر این لحن تاکید دارد . به غیر از تاکید باعث شده است که  موسیقی که باید در یک شعر جاری باشد در این کوتاهه حس شود.

فراتر از تلمیح و تاریخ است این کوتاهه.واژه" ترنج"نماد است.کمی درباره نمادگرایی ترنج:

((منشا اصلی نقوش اسلیمی را باید در نقش نمادهای مذهبی ایران باستان مانند بشنین گلك پنجه برگ و شکوفه جستجو کرد. علت استفاده ازنقوش ایرانی برای تزئین بناهای اسلامی در قرون چهارم و پنجم هجری فراموش شدن ایران باستان قدرتمند وتبدیل این حکومت به رویا بود. از آن پس این شکلها توانستند از معنای اولیه خود خارج شده و پیوند های غیر اسلامی آنها از بین رفت و به صورت شکلهایی آزاد و رها از گذشته و با معنایی جدید در تزدینات اسلامی به کار رفتند.

اسلیمی دارای نواخت و ریتم می باشد هر اسلیمی نمایانگر تحرکی می باشد که تکرار منظم ویژگیها و عناصر برآن دلالت میکند.در هنر اسلامی نمادهایی که با یک ریتم دقیق تکرار می شوند نشانی از کثرت در وحدت میباشند.

"ترنج" از جمله نقوش اسلیمی می باشد که با آویزه هاو ترنج های تشعشعی که تا نقاط گوناگون سطح ادامه میابند ساقه های مارپیچ که مانند درخت کیهانی به اتکا محور هسته ای بصورت متقارن رشد می یابند مشبک کاریها و خانه بندی های مختلف همه تجلی طرح نمادین روضه رضوان می باشد))

منظور از فراتر از تاریخ، به اسطورها اشاره دارد. قصه ایرانی " دختر نارنج و ترنج" یکی از قصه های هست که بن مایه اسطوره ای دارد که ما در ادبیات خودمان داریم. ترنج در اینجا نماد " نیک بختی و بهروزی )) می باشد.
 این کوتاهه وسیع مفهوم بالا بلندی دارد که می شود راجع به ان نوشت و نوشت..
راستی شاعر با دیدن چه کسی( شخصی) روبه رو بوده است?

پی نوشت:
اگر این کوتاهه برای جناب چگینی زاده ارجمند هم نبود من را دوباره وسوسه می کرد که بنویسم همانگونه که برسی بعدی نوبت شعر زیبای " پرستوی" استاد سهراب مظاهری خواهد بود.

سپاس از حضور و خوانشتان.

پوزش که نمی توانم پاسخگویی نظرات و نقدها  ارزنده تان باشم.
با ارزوی سلامتی و سرفرازی همیشگی استاد چگینی زاده  گرامی


تاریخ : یکشنبه 11 بهمن 1394 | 08:33 ب.ظ | نویسنده : محسن نوزعیم | نظرات


  • paper | خرید Reproduction | خرید بک لینک ارزان
  • buy Reportazh | فروش رپورتاژ دائمی