تبلیغات
فصل سکوت - فصل نشانه ها..
1/
شاعر" نیستم!
ولی 
می ترسم از هجمه واژگان
که مرا اسیر معنای خویش
می سازند
و من را تنها به "خویش و کیشم" می بازند.

2/
ما
 سرگشته و گمشدگان 
عصر "نشانه ها"  هستیم..
گاه نشانهای که بی نشان هستن.
" هستی" ما از طبیعت 
طبیعتی نارام
 بر ذهن خویش 
.فرود امده..

3من را بر می انگیرنداین حروف.
برای 
شکست سکوت فصلها..
فصل سکوتم
فصل شکست ارزوهای دور..
دور مثل ازادی


 پی نوشت:

ما درون خویش خدای داریم به نام " وجدان".اگر به شخصی علاقه نداریم چه در محفل عمومی و چه در خصوصی مثل یک " انسان" باید رفتار بکنیم. در عمومی ننویسم و نگویم که ما مرید و مراد فرد مقابل هستیم و در محفل خصوصی بر عکس ان عقیده و باورمان عمل بکنیم. دنیای که ما ساخته ایم ، دنیای تناقضات است! 
ما دو نوع من( منیت) داریم 
اولین منیت: من" ی که مستقل است وگاهی نیاز هست که بگویم " من هستم".
دومین منیت: من از سر غرور و خودخواهی است. از این نوع دوم باید ترسید زیرا که در عین ناباوری " زمان" بی امان، ما از قله های بلند بر زمین می کشد.  
اکثریت ما دچار من دومی هستیم! وای بر ان لحظاتی که روزگار از چهره ما نقاب را بردارد"
((ما چند قدم با مرگ فاصله نداریم!))

بازنوشت:
من ابدیت نمی خواهم!
این هوس حبس  است،
این زنجیر غرور بس.

تقدیم به فرزانه زندگیم
15/ 10 / 94



تاریخ : سه شنبه 22 دی 1394 | 07:26 ب.ظ | نویسنده : محسن نوزعیم | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.